مردی در لباس آخوندی، دزدی میلیونی می کرد:

با اعلام شکایت علیه یک متهم پرونده زورگیری از مسافر فرودگاه خمینی مبنی بر سرقت میلیونی از شاکی، تحقیقات دادیار جنایی تهران در مورد این متهم وارد مرحله‌ای تازه شد. شامگاه 23 مردادماه سال جاری پیرمردی 60 ساله، سراسیمه به مرجع انتظامی مراجعه کرد و در حالی که صورت و بدنش مجروح شده بود به ماموران گفت: حدود ساعت 20 با یک پرواز خارجی وارد فرودگاه خمینی شدم و منتظر اتومبیل کرایه بودم که یک پراید با دو سرنشین پیش پایم نگه داشت و سوار بر خودرو به سمت مقصدی که گفته بودم حرکت کردیم. من در صندلی جلوی اتومبیل نشسته بودم و دو سرنشین در صندلی عقب سوار بودند. پس از طی مسیری، ناگهان یکی از سرنشینان عقب خودرو، جسمی رشته‌ای مانند را به دور گردنم انداخت و با شدت فشار داد تا جایی که کاملا بی‌حال شدم. بعد از چند ساعت که به هوش آمدم خودم را در حالی که مجروح شده بودم در میدان نماز شهرری یافتم. بعد متوجه شدم که سرنشینان پراید، کیف، چمدان و 600 دلار وجه نقدی را که به همراه داشتم به سرقت برده‌اند.

با تشکیل پرونده از سوی مرجع انتظامی و کسب دستورات قضایی لازم از قاضی سلیمانی‌فرد دادیار شعبه‌ی ششم دادیاری دادسرای امور جنایی پایتخت، تحقیقات پلیسی جهت شناسایی و بازداشت سه متهم آغاز شد تا این‌که روز 4 شهریورماه زمانی که راننده‌ی یک دستگاه خودروی پراید اقدام به کیف‌قاپی از یک زن جوان کرده بود، در یک کوچه بن‌بست در منطقه‌ی باغ فیض تهران گیر افتاد و ماموران موفق به بازداشت وی شدند. با اعزام این متهم به آگاهی، مشخص شد که او همان کسی است که به همراه دو تن از دوستانش از پیرمرد 60 ساله سرقت کرده بودند.

در پی بازجویی‌های پلیسی از متهم بازداشت شده به نام ایوب 24 ساله، دو همدست دیگرش به نام‌های محمود و بهزاد نیز شناسایی شدند که محمود نیز بازداشت شد اما تلاش ماموران برای بازداشت بهزاد هم‌چنان بی‌نتیجه مانده است. متهمان بازداشت شده به 7 فقره کیف‌قاپی به وسیله‌ی اتومبیل اعتراف کردند و برای آنها به اتهام شرکت در شروع به قتل عمدی، شرکت در آدم‌ربایی و شرکت در سرقت مقرون به آزار قرار قانونی صادر شد. تحقیقات در مورد این دو متهم ادامه داشت تا اینکه با انتشار تصویر آنها در جراید، فردی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران مدعی شد یکی از متهمان از وی سرقت کرده است.

وی گفت: من صاحب یک پمپ بنزین در اسلامشهر هستم. مدتی قبل، ایوب در حالی که لباس روحانیت به تن داشت به پمپ بنزین آمد و از من خواست که به او کار بدهم. من هم پذیرفتم و از او خواستم که به پمپ بنزین بیاید و در آنجا مشغول به کار شود. ایوب هر روز سر وقت در پمپ بنزین حاضر می‌شد و بعد از تعویض لباس‌هایش شروع به کار می‌کرد. رفتار او خیلی خوب بود و من هم با دیدن اینکه او علیرغم روحانی بودن به عنوان یک کارگر در پمپ بنزین زحمت می‌کشد و کار می‌کند، اعتمادم جلب شد. یک روز بعد از اتمام کار، مبلغ 22 میلیون و 500 هزار تومان به او دادم تا روز بعد، آن را به حسابم بریزد. بعد از آن شب، دیگر او را ندیدم تا اینکه عکسش را به عنوان متهم در جراید مشاهده کردم. قاضی سلیمانی فرد با اشاره به شکایت جدیدی که علیه این متهم اعلام شده است، اظهار کرد: متاسفانه این متهم به دروغ اقدام به پوشیدن لباس روحانیت کرده و با سوء استفاده از آن دست به سرقت زده است. یادآور می گردد؛ این درحالی است که در سه دهه گذشته دارائی های ملی ایران را آخوندهای رژیم اسلامی به تاراج برده اند.

سقوط توپولوف؛ پیام خوش آمد گویی در پروازهای رژیم اسلامی:

سقوط توپولوف؛ پیام خوش آمد گویی در پروازهای رژیم اسلامی:
با درود به روان پاك بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی خوش آمد می گویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میكنم. اگر در هوای داخل كابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد كه رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از درب های اضطراری یعنی دو درب در جلو، دو درب درعقب و یك درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید. توجه داشته باشید كه در همه حال حجاب اسلامی را رعایت كنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یك بسته كفن در زیر صندلی شما قرارداده شده كه آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر بپوشید. از كلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الكترونیكی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشین حساب اكیدا خودداری كنید. برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میكنم. ناراحت نباشید این شتری است كه درب خانه همه میخوابد. یكی زودتر یكی دیرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال كاغذی برای پاك كردن اشك هایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید. در طول پرواز، همكارانم از شما پذیرایی خواهند كرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذكر استغفار در رنگهای مختلف موجود است كه تقدیم خواهد شد.
به یاد داشته باشید که شما با دادن پول بیلیط جان خود را برای افزایش طول عمر ولی عمر مسلمین جهان مقام معظم رهبری می کنید که هم شادی ان مقام معظم وکشور سازنده این وسیله معلق در هوا کشور دوست ودادش روسیه پوتینی می پردازید که دارای اجر معنوی واخروی می باشد با ارامش کامل بخوابید که احمدی نژاد ونایب امام غایب حافظ مال واموال و ناموس شما می باشد .

انتشار نامه محرمانه ستاد موسوی به لاریجانی

سایت خبرآنلاین در تهران: روز 30خرداد ، یعنی فردای روزی که رهبرمعظم انقلاب در نمازجمعه تهران بحث مبسوطی در باره انتخابات بیان کردند 2نماینده میرحسین موسوی در نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی پیشنهادات خود را برای رفع بحران پیش آمده ارائه کردند. این نامه که از سوی عباس آخوندی یکی از دونماینده موسوی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته برای نخستین بار منتشر می شود. در زیر ابتدا توضیح آقایان آخوندی و زنگنه در باره این نامه و سپس متن کامل آن را می خوانید: بسمه تعالی 27/4/1388 در ارتباط با مطالب ایراد شده از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 26 تیر ماه تصمیم به انتشار نامه پیوست خطاب به دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گرفتیم. این نامه در تاریخ 30/3/1388 یعنی دقیقاً فردای روز ایراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبری تدوین و تقدیم رئیس مجلس شده است. متأسفانه علیرغم تلاش‌های انجام شده در این ارتباط، پیشنهادهای ارائه شده از سوی مقامات تصمیم‌گیر مورد توجه جدی قرار نگرفتند. هر چند پاره‌ای از پیشنهادات ارائه شده به دلیل گذشت زمان موضوعیت خود را از دست داده‌اند، لیکن از آنجا که آگاهی عمومی از رویکرد پیشنهادی در این نامه می‌تواند مفید فایده باشد و نیز آنکه نهایتاً باید از اتفاقات اجتماعی به صورت جمعی تجربه اندوزی نمود، این نامه در کنار هزاران اسناد دیگر به ما می‌آموزد که اگر در موفقیت‌های استراتژیک، مقامات ملی درست‌‌تر اتخاذ تصمیم نموده بودند، چگونه می‌توانستیم امروز شاهد بحران موجود در جامعه نباشیم. عباس آخوندی نماینده ویژه میرحسین موسوی مستقر در محل شورای نگهبان در روز انتخابات بیژن زنگنه نماینده ویژه میرحسین موسوی در تنظیم ارتباطات با صدا و سیما در امر تبلیغات انتخابات بسمه‌تعالی شنبه 30/3/1388 برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی با سلام و تحیت پیرو مذاکرات متعدد در روزهای گذشته برای یافتن راه‌های برون رفت از بحران اجتماعی موجود، ذیلاً تمایل داریم که چارچوبی را در این ارتباط عرضه کنیم، باشد که مفید واقع گردد و موجب کمکی به بازگشت آرامش به وجدان ناآرام جامعه شود. به نظر ما آنچه در جامعه در جریان است معلول مدیریت ناصحیح فرایندهای انتخابات، به ویژه در دوره تبلیغات انتخابات است. متأسفانه مدیریت روز اخذ رأی و اقدامات پس از اعلام مقدماتی نتایج آرا نیز با مشکلاتی جدی مواجه بود. در هر صورت بزرگ‌ترین مسئله‌ای که اکنون جامعه ایرانی با آن مواجه است آسیب خوردن اعتماد عمومی به نتایج آرای انتخابات است. بنابراین هر راه حلی که ارائه می‌گردد باید به نحوی مفهوم اعاده اعتماد عمومی را در صدر وجهه همت خود قرار دهد. با این مقدمه راهکار ذیل را که با آن مقام محترم حضوراً بحث کرده، یک بار دیگر به صورت مدون تقدیم می‌کنیم. پیش از بیان راه‌حل، لازم به تذکر است که آنچه ذیلاً آورده می‌شود نظرات شخصی ما است و به هیچ عنوان نما‌یندگی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی را که در این انتخابات در کنار ایشان بودیم ندارد. لیکن مطمئن هستیم، هر راه حلی که مبتنی بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومی را جلب نماید مورد قبول ایشان نیز خواهد بود. 1- چارچوب‌های بنیادین راهکار پیشنهادی * هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه، اختلاف بین اهالی انقلاب است، بنابراین با تهمت و افترا و بیرون راندن هر یک از طرف‌های دعوا از صحنه مرتفع نمی‌گردد. اصل را باید بر اقناع و رفع شبهه گذاشت وگرنه این اختلاف پایانی نخواهد داشت. لازمه این امر اتخاذ فرایندهای اعتمادآفرین است. جنابعالی با توجه به حضور مداومتان در مذاکرات هسته‌ای بیش از هر شخص دیگری به این موضوع واقفید که فرایندهای اعتمادسازی کاری سخت، نیازمند رعایت جزئیات و مستلزم حوصله و بردباری است. * معترضان به نتایج آرا که تعداد آنها کم هم نمی‌باشد، باید به رسمیت شناخته شوند. این افراد براساس اصل 27 قانون اساسی دارای حقوقی هستند که باید از آن برخوردار باشند. از جمله این حقوق حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت‌آمیز و حق داشتن رسانه عمومی و استفاده از رسانه ملی است. بی‌حرمتی به معترضان از طریق رسانه ملی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند بلکه احساسات افراد را جریحه‌دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود. متأسفانه در روزهای اخیر نه تنها با هیچ یک از درخواست‌های تجمع مسالمت‌آمیز معترضان که شهروندان این کشور هستند موافقت نشد و نه تنها امکان استفاده از رسانه ملی به آنها داده نشده بلکه رسانه ملی با ادبیات ناشایستی با ایشان برخورد کرد که تنها عواطف آنها را جریحه‌دار نمود. * فاصله انداختن بین معترضان و رهبری آنها که در این مورد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی است دو خطر عمده را در بر دارد. یکی عدم امکان ایفای نقش رهبری توسط ایشان و دیگری پر شدن خلأ رهبری توسط دیگرانی که امکان دارد عناصر ناشناخته‌ای باشند و دست به اقدامات ناشایستی بزنند می‌باشد. صد البته در این وضعیت رهبری معترضان مسئولیت هیچ یک از عواقب اقدامات پراکنده‌ای که به صورت خود جوش توسط افراد، صورت می‌گیرد نمی‌پذیرد. شما خوب واقف هستید که در کنترل بحران‌های اجتماعی اولین اقدامی که لازم است صورت گیرد پذیرش مشروعیت رهبری معترضان است تا امکان گفت و گو و رسیدن به راه حل فراهم گردد. در غیر این صورت تنها زبان گفت‌و‌گو، زبان خشونت خواهد بود که در این مورد قطعاً راهکار خوبی نیست، چرا که هیچ نظامی به مردمی که در چارچوب امنیت آن، مردم اقدام به مشارکت در انتخابات نموده‌اند با خشونت پاسخ نمی‌دهد. 2- اقدامات اجرایی پیشنهادی * به جناب آقای مهندس موسوی در یک و یا چند برنامه زنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملی همواره این امکان را دارد که برای دیگران نیز در جهت نقد صحبت‌های ایشان فضای لازم را فراهم آورد. بنابراین ممانعت از حضور ایشان در رسانه ملی اقدام بی‌وجهی است. * به ایشان و جمعیت‌های هوادار ایشان توسط وزارت کشور اجازه راهپیمایی اعتراضی رسمی اعطا گردد. این موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مکرر خیابانی متوقف شود و مجموعه اعتراضات شکل قانونی و رسمی به خود گیرد و هرگونه اجتماعی با مسئولیت گروه مشخصی به پا شود. * مقام معظم رهبری فرمودند، از یک سوی تأیید کلی ایشان مانع از رسیدگی به شکایات نمی‌باشد و از سوی دیگر هیچگونه بدعتی را در فرایند رسیدگی به صحت انتخابات نمی‌پذیرند و تنها شورای محترم نگهبان را مرجع رسمی و قانونی می‌دانند. پیشنهاد ما نیز در این چارچوب است. متأسفانه اکثریت اعضای محترم شورای نگهبان با جانبداری از یکی از نامزدان خود را در این مظان قرار دادند که قضاوتشان همراه با جانبداری است. البته بهتر این بود که حضرات آقایان به دلیل آنکه در مقام داوری قرار دارند رأی خود را مخفی نگاه می‌داشتند تا امروز جامعه با چنین مشکلی مواجه نباشد. علیرغم این، به نظر ما در همین چارچوب هنوز امکان اقدام وجود دارد. پیشنهاد این است که شورای نگهبان هیأتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم که اظهارنظر آنان موجب جلب اعتماد عمومی و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امین خود انتخاب کند. دامنه رسیدگی به این هیأت که به عبارتی باید نقش هیأت منصفه را ایفا نماید، باید عام و بدون محدودیت باشد. این هیأت باید بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پیوسته در فرایند انتخابات، مسائل روز اخذ رأی و حوادث پس از آن اظهارنظر نماید. این هیأت باید حق دسترسی به کلیه شکایات و اطلاعات واصله به شورای محترم نگهبان را داشته باشد‌ و حق داشته باشد تا مستقیماً با نامزدهای انتخابات و یا نمایندگان آنها گفت‌وگو کند و همچنین حق داشته باشد که از قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور و سایر کارشناسان خبیر به عنوان همکار استفاده نماید. این هیأت در انتهای کار خود که می‌تواند بین دو هفته تا بیست روز به طول بینجامد باید گزارشی را خطاب به شورای محترم نگهبان تهیه کند و متن آن را جهت آگاهی عمومی منتشر نماید. آنگاه شورای نگهبان متکی بر این گزارش تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند. در این صورت امکان جلب اعتماد عمومی به گزارش منتشره و تصمیم متخذه فراهم خواهد شد. * ما پیشنهاد می‌کنیم که اعضای این هیأت مرکب از افراد زیر باشد، هر‌چند با هیچ‌یک از افراد نامبرده هیچگونه مذاکره‌ای صورت نگرفته است و ممکن است ایشان پذیرای این مسئولیت نباشند. به هر روی، افراد پیشنهادی ما بدین شرح است: 1- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدحسن خمینی از بیت شریف حضرت امام (ره)، 2- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین محمدی ری‌شهری از علمای خوشنام، منصف و با تقوی و همچنین با سابقه اجرایی طولانی قضایی و دارای مسئولیت وزارت اطلاعات در پیشینه کاری خود، 3- جناب آقای دکتر گودرز افتخارجهرمی یکی از برجسته‌ترین حقوقدانان مسلمان ایران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین‌المللی و همچنین چندین دوره عضویت در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان. مسئولیت این پیشنهاد با خود ما است و آمادگی داریم از آن در رسانه ملی دفاع کنیم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنین رویه‌ای آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر این اعتقاد هستیم چنانچه جامعه به نتیجه چنین تصمیمی اعتماد کند، به یقین جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نیز با آن موافق خواهد بود. به امید اعتلای کلمه حق و پیشرفت روزافزون جمهوری اسلامی. بیژن زنگنه عباس آخوندی

سایت خبرآنلاین در تهران: روز 30خرداد ، یعنی فردای روزی که رهبرمعظم انقلاب در نمازجمعه تهران بحث مبسوطی در باره انتخابات بیان کردند 2نماینده میرحسین موسوی در نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی پیشنهادات خود را برای رفع بحران پیش آمده ارائه کردند.

این نامه که از سوی عباس آخوندی یکی از دونماینده موسوی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته برای نخستین بار منتشر می شود.

در زیر ابتدا توضیح آقایان آخوندی و زنگنه در باره این نامه و سپس متن کامل آن را می خوانید:

بسمه تعالی

27/4/1388

در ارتباط با مطالب ایراد شده از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 26 تیر ماه تصمیم به انتشار نامه پیوست خطاب به دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گرفتیم. این نامه در تاریخ 30/3/1388 یعنی دقیقاً فردای روز ایراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبری تدوین و تقدیم رئیس مجلس شده است. متأسفانه علیرغم تلاش‌های انجام شده در این ارتباط، پیشنهادهای ارائه شده از سوی مقامات تصمیم‌گیر مورد توجه جدی قرار نگرفتند.
هر چند پاره‌ای از پیشنهادات ارائه شده به دلیل گذشت زمان موضوعیت خود را از دست داده‌اند، لیکن از آنجا که آگاهی عمومی از رویکرد پیشنهادی در این نامه می‌تواند مفید فایده باشد و نیز آنکه نهایتاً باید از اتفاقات اجتماعی به صورت جمعی تجربه اندوزی نمود، این نامه در کنار هزاران اسناد دیگر به ما می‌آموزد که اگر در موفقیت‌های استراتژیک، مقامات ملی درست‌‌تر اتخاذ تصمیم نموده بودند، چگونه می‌توانستیم امروز شاهد بحران موجود در جامعه نباشیم.

عباس آخوندی نماینده ویژه میرحسین موسوی مستقر در محل شورای نگهبان در روز انتخابات
بیژن زنگنه نماینده ویژه میرحسین موسوی در تنظیم ارتباطات با صدا و سیما در امر تبلیغات انتخابات

بسمه‌تعالی
شنبه 30/3/1388

برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیت

پیرو مذاکرات متعدد در روزهای گذشته برای یافتن راه‌های برون رفت از بحران اجتماعی موجود، ذیلاً تمایل داریم که چارچوبی را در این ارتباط عرضه کنیم، باشد که مفید واقع گردد و موجب کمکی به بازگشت آرامش به وجدان ناآرام جامعه شود.
به نظر ما آنچه در جامعه در جریان است معلول مدیریت ناصحیح فرایندهای انتخابات، به ویژه در دوره تبلیغات انتخابات است.

متأسفانه مدیریت روز اخذ رأی و اقدامات پس از اعلام مقدماتی نتایج آرا نیز با مشکلاتی جدی مواجه بود. در هر صورت بزرگ‌ترین مسئله‌ای که اکنون جامعه ایرانی با آن مواجه است آسیب خوردن اعتماد عمومی به نتایج آرای انتخابات است. بنابراین هر راه حلی که ارائه می‌گردد باید به نحوی مفهوم اعاده اعتماد عمومی را در صدر وجهه همت خود قرار دهد.

با این مقدمه راهکار ذیل را که با آن مقام محترم حضوراً بحث کرده، یک بار دیگر به صورت مدون تقدیم می‌کنیم. پیش از بیان راه‌حل، لازم به تذکر است که آنچه ذیلاً آورده می‌شود نظرات شخصی ما است و به هیچ عنوان نما‌یندگی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی را که در این انتخابات در کنار ایشان بودیم ندارد. لیکن مطمئن هستیم، هر راه حلی که مبتنی بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومی را جلب نماید مورد قبول ایشان نیز خواهد بود.

1- چارچوب‌های بنیادین راهکار پیشنهادی

* هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه، اختلاف بین اهالی انقلاب است، بنابراین با تهمت و افترا و بیرون راندن هر یک از طرف‌های دعوا از صحنه مرتفع نمی‌گردد. اصل را باید بر اقناع و رفع شبهه گذاشت وگرنه این اختلاف پایانی نخواهد داشت. لازمه این امر اتخاذ فرایندهای اعتمادآفرین است. جنابعالی با توجه به حضور مداومتان در مذاکرات هسته‌ای بیش از هر شخص دیگری به این موضوع واقفید که فرایندهای اعتمادسازی کاری سخت، نیازمند رعایت جزئیات و مستلزم حوصله و بردباری است.

* معترضان به نتایج آرا که تعداد آنها کم هم نمی‌باشد، باید به رسمیت شناخته شوند. این افراد براساس اصل 27 قانون اساسی دارای حقوقی هستند که باید از آن برخوردار باشند. از جمله این حقوق حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت‌آمیز و حق داشتن رسانه عمومی و استفاده از رسانه ملی است. بی‌حرمتی به معترضان از طریق رسانه ملی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند بلکه احساسات افراد را جریحه‌دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود.

متأسفانه در روزهای اخیر نه تنها با هیچ یک از درخواست‌های تجمع مسالمت‌آمیز معترضان که شهروندان این کشور هستند موافقت نشد و نه تنها امکان استفاده از رسانه ملی به آنها داده نشده بلکه رسانه ملی با ادبیات ناشایستی با ایشان برخورد کرد که تنها عواطف آنها را جریحه‌دار نمود.

* فاصله انداختن بین معترضان و رهبری آنها که در این مورد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی است دو خطر عمده را در بر دارد. یکی عدم امکان ایفای نقش رهبری توسط ایشان و دیگری پر شدن خلأ رهبری توسط دیگرانی که امکان دارد عناصر ناشناخته‌ای باشند و دست به اقدامات ناشایستی بزنند می‌باشد.

صد البته در این وضعیت رهبری معترضان مسئولیت هیچ یک از عواقب اقدامات پراکنده‌ای که به صورت خود جوش توسط افراد، صورت می‌گیرد نمی‌پذیرد. شما خوب واقف هستید که در کنترل بحران‌های اجتماعی اولین اقدامی که لازم است صورت گیرد پذیرش مشروعیت رهبری معترضان است تا امکان گفت و گو و رسیدن به راه حل فراهم گردد. در غیر این صورت تنها زبان گفت‌و‌گو، زبان خشونت خواهد بود که در این مورد قطعاً راهکار خوبی نیست، چرا که هیچ نظامی به مردمی که در چارچوب امنیت آن، مردم اقدام به مشارکت در انتخابات نموده‌اند با خشونت پاسخ نمی‌دهد.

2- اقدامات اجرایی پیشنهادی

* به جناب آقای مهندس موسوی در یک و یا چند برنامه زنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملی همواره این امکان را دارد که برای دیگران نیز در جهت نقد صحبت‌های ایشان فضای لازم را فراهم آورد. بنابراین ممانعت از حضور ایشان در رسانه ملی اقدام بی‌وجهی است.

* به ایشان و جمعیت‌های هوادار ایشان توسط وزارت کشور اجازه راهپیمایی اعتراضی رسمی اعطا گردد. این موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مکرر خیابانی متوقف شود و مجموعه اعتراضات شکل قانونی و رسمی به خود گیرد و هرگونه اجتماعی با مسئولیت گروه مشخصی به پا شود.

* مقام معظم رهبری فرمودند، از یک سوی تأیید کلی ایشان مانع از رسیدگی به شکایات نمی‌باشد و از سوی دیگر هیچگونه بدعتی را در فرایند رسیدگی به صحت انتخابات نمی‌پذیرند و تنها شورای محترم نگهبان را مرجع رسمی و قانونی می‌دانند. پیشنهاد ما نیز در این چارچوب است. متأسفانه اکثریت اعضای محترم شورای نگهبان با جانبداری از یکی از نامزدان خود را در این مظان قرار دادند که قضاوتشان همراه با جانبداری است. البته بهتر این بود که حضرات آقایان به دلیل آنکه در مقام داوری قرار دارند رأی خود را مخفی نگاه می‌داشتند تا امروز جامعه با چنین مشکلی مواجه نباشد.

علیرغم این، به نظر ما در همین چارچوب هنوز امکان اقدام وجود دارد. پیشنهاد این است که شورای نگهبان هیأتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم که اظهارنظر آنان موجب جلب اعتماد عمومی و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امین خود انتخاب کند. دامنه رسیدگی به این هیأت که به عبارتی باید نقش هیأت منصفه را ایفا نماید، باید عام و بدون محدودیت باشد. این هیأت باید بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پیوسته در فرایند انتخابات، مسائل روز اخذ رأی و حوادث پس از آن اظهارنظر نماید. این هیأت باید حق دسترسی به کلیه شکایات و اطلاعات واصله به شورای محترم نگهبان را داشته باشد‌ و حق داشته باشد تا مستقیماً با نامزدهای انتخابات و یا نمایندگان آنها گفت‌وگو کند و همچنین حق داشته باشد که از قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور و سایر کارشناسان خبیر به عنوان همکار استفاده نماید. این هیأت در انتهای کار خود که می‌تواند بین دو هفته تا بیست روز به طول بینجامد باید گزارشی را خطاب به شورای محترم نگهبان تهیه کند و متن آن را جهت آگاهی عمومی منتشر نماید.

آنگاه شورای نگهبان متکی بر این گزارش تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند. در این صورت امکان جلب اعتماد عمومی به گزارش منتشره و تصمیم متخذه فراهم خواهد شد.

* ما پیشنهاد می‌کنیم که اعضای این هیأت مرکب از افراد زیر باشد، هر‌چند با هیچ‌یک از افراد نامبرده هیچگونه مذاکره‌ای صورت نگرفته است و ممکن است ایشان پذیرای این مسئولیت نباشند. به هر روی، افراد پیشنهادی ما بدین شرح است: 1- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدحسن خمینی از بیت شریف حضرت امام (ره)، 2- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین محمدی ری‌شهری از علمای خوشنام، منصف و با تقوی و همچنین با سابقه اجرایی طولانی قضایی و دارای مسئولیت وزارت اطلاعات در پیشینه کاری خود، 3- جناب آقای دکتر گودرز افتخارجهرمی یکی از برجسته‌ترین حقوقدانان مسلمان ایران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین‌المللی و همچنین چندین دوره عضویت در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان.
مسئولیت این پیشنهاد با خود ما است و آمادگی داریم از آن در رسانه ملی دفاع کنیم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنین رویه‌ای آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر این اعتقاد هستیم چنانچه جامعه به نتیجه چنین تصمیمی اعتماد کند، به یقین جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نیز با آن موافق خواهد بود. به امید اعتلای کلمه حق و پیشرفت روزافزون جمهوری اسلامی.

بیژن زنگنه
عباس آخوندی
lمنبع ایران پرس نیوز

کمی طنز سیاسی وقتی احمدی نژاد حرف می زند باران نمی اید

احمدی نژاد؛ در فرانسه گشت گذاشتند تا از سر زن‌ها روسری را بكشند:
احمدی نژاد با اشاره به ماجرای هفته گذشته دادگاه آلمان و کشته شدن مروه الشربینی اظهار كرد كه این ماجرای تاسف‌بار سندی بر فساد دستگاه قضایی این كشور و رسوایی سازمان ملل متحد است. به گزارش رسیده؛ محمود احمدی‌نژاد در آغاز نشست هیئت دولت، این ماجرای تاسف‌بار را چنگ و دندان نشان دادن به اقلیت‌ها توصیف كرد.

رئیس‌‌جمهوری اسلامی خواستار محكومیت آلمان در شورای امنیت شد و افزود: ما می خواهیم شورای امنیت آنها را محكوم و تحریم كند، چه طور وقتی در یك كشور مخالف آنها اتفاقی یك هزارم این ماجرا می‌افتد قطعنامه می‌دهند و فریاد می‌زنند اما در كشور خودشان حقوق ابتدایی مردم را هم نادیده می‌گیرند.

وی افزود: امروز دولت آلمان مثل برده‌داران عمل می‌كند و در قبال این جنایت، لبخند می‌زند و اظهار تاسف هم نمی‌كند! رئیس‌جمهور اسلامی همچنین با اشاره به رفتار دولت فرانسه در برخورد با زنان محجبه گفت: در فرانسه گشت گذاشته‌اند تا روسری را از سر زن‌ها بكشند؛ همان كاری كه ولیده بی‌غیرت آنها 75 سال پیش در تهران خواست انجام دهد، اما شكست خورد.

فقط کمی حقوق بشر- مواردی از نقص حقوق بشر توسط رژیم مردم فریب

رفتارهای وحشیانه مقیسه ای معروف به ناصریان با زندانیان سیاسی در دادگاه:
بنابه گزارشات رسیده دانشجوی زندانی مهسا نادری که در بند 209 زندان اوین به سر می برد، برای محاکمه به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب برده شد و توسط محمد مقیسه ای مورد محاکمه قرار گرفت.

دانشجوی زندانی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشته ی اقتصاد دانشگاه مفید شهر قم، روز یکشنبه 14 تیر ماه به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب فرخوانده شد. رئیس شعبۀ 28 فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 می باشد. زندانی سیاسی مهسا نادری همراه با وکیلش خانم ستوده دردادگاه انقلاب حاضر شدند. اما از حضور خانواده نادری در دادگاه فرزندشان ممانعت شد.

محمد مقیسه ای در بدو شروع دادگاه با داد و فریادهای وحشیانه و غیر انسانی که بیشتر به بازجویان وزارت اطلاعات شباهت داشت تا قاضی، فریادهای مقیسه ای به حدی بلند بود که صدای او در راهرو دادگاه به خوبی شنیده می شد و باعث تعجب مراجعه کننده شده بود. وی خطاب به دانشجوی زندانی می گفت: تو محارب هستی، اینها را باید بکشیم، نباید کسی ازآنها زنده بماند و تهدیدها و توهین های متعدد دیگر را علیه این دانشجوی زندانی بکار می برد.

اتهاماتی که به دانشجوی زندانی توسط سر بازجویان وزارت اطلاعات سعید شیخان و علوی نسبت داده شده است به قرار زیر می باشد: شرکت در مراسم خاوران، محاربه، تبلیغ علیه نظام است.

دانشجوی زندانی تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرد و همه ی آنها را ساختگی و غیر واقعی دانست زیرا هیچ دلیلی برای اثبات آنها وجود ندارد.

برخورد وحشیانه و غیر انسانی محمد مقیسه ای معروف به ناصریان به حدی شدید بود که باعث اعتراض نسرین ستوده وکیل دانشجوی زندانی شد. مقیسه ای بارها وی را تهدید به بازداشت کرد و مانع دفاعیات ایشان از موکلش می شد. این در حالی بود که خانم ستوده در چهار چوب قوانین موجود نسبت به برخوردهای غیر قانونی با موکلش اعتراض داشت و با استدلال و یاد آوری قوانین موجود چنین برخوردی را غیر قانونی می دانست.

محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ سال 67 می باشد این هیئت بنابه شاهدان بازمانده از آن قتل عام که باعث جان باختن هزاران زندانی سیاسی شد. نه تنها خواسته ی سازمان های حقوق بشری برای دستگیری، محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این قتل عام هنوز تحقق نیافته است بلکه بعضی از آنها در نقش قاضی های وزارت اطلاعات مشغول بکار هستند و تاکنون چندین زندانی سیاسی با اتهامات واهی و بدون برخورداری از حق دفاع و وکیل به سال ها زندان محکوم کرده اند.

یاد آوری می شود که زندانی سیاسی مهسا نادری 19 ساله 2 اسفند ماه در پی یورش ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد و 146 روز از بازداشتش در بند 209 زندان اوین می گذرد. نامبرده 88 روزاز این مدت را در سلول های انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر برده است. این دانشجوی زندانی در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی قلبی و سردردهای شدید شده است. سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات و فردی به نام سید او را مورد بازجوئی و شکنجه های جسمی و روحی قرار می دهند.

از سوئی دیگر برای وارد کردن فشار بر زندانیان سیاسی زنان در بند 209 زندان اوین تعداد زندانیان در سلول ها چند برابر ظرفیتشان شده است. بگونه ای که در هر سلول انفرادی 4 تا 5 نفر جای داده اند. همچنین فشارهای ضد بشری دیگری را علیه زندانیان سیاسی زن بکار می برند. مدتی است که فاضل آب توالت ها و دستشویی های زندانیان سیاسی زنان مسدود شده است و باعث گردیده که تمام آن محیط پر از آب شود و امکان استفاده از دستشوئی را از آنها سلب کند و زندانیان سیاسی زن ناچار شده اند تا 12 ساعت از دستشوئی ها نتوانند استفاده کنند همچنین بوی فاضلاب شرایط طاقت فرسائی را برای آنان ایجاد کرده است.

در حال حاضر شمار زیادی از زنان و دختران دستگیر شده اعتراضات اخیر در بند 209 بسر می برند.

+ + + + + + + + +
تجاوز به زندانی از شکنجه های مستبدان اسلامی:
تجاوز گروهی و فردی، توسط مزدوران بسیجی به دستگیر شدگان تظاهرات خیابانی، هم اکنون نه تنها به عنوان ابزار شکنجه برای گرفتن اطلاعات بلکه به امر بیمارگونه ی مشتی اراذل و اوباش ولایت فقیه تبدیل شده است.

پیکرهای شکنجه شده و تجاوز شده اگر چه برای گواهی آن چه که بر آنها روا داشته شده، جانی ندارند، اما اثر انگشتان مزدوران بر بدن های بی باک آنها هرگز نخواهند گذاشت ذره ای از این جنایت پوشیده و فراموش شود. هزینه آزادی، سنگ پایه هر تحول اجتماعی است و تاریخ مبارزه بشری نشان داده که هیچ قدرت دیکتاتوری پابرجا نخواهد ماند.
شجاعت نسلی شوریده علیه استبداد، در جنبش های خیابانی بار دیگر بر آنان که خود را جاودانگان روی زمین می دانند، مهر باطل کوبید. همه خون های به زمین ریخته شده، همه گلوهای دریده شده و بدن های بی جان به آنان که بر سریر قدرت نشسته اند روزی نشان خواهند داد که بدون ابزار سرکوب «بی چیزترین» ها هستند.

در خبرهای روز 23 تیرماه آمده است که ترانه موسوی از دستگیر شدگان 7 تیر 88، بیهوش به بیمارستان تحویل داده شده است. بر بدن بیهوش او آثار تجاوز مکرر به وی حکایت می کند.

روزنامه گاردین از زبان یک پسر جوان که در تظاهرات خیابانی دستگیر شده گفته است که تجاوز گروهی و فردی به او دیگر نه امری به صورت شکنجه و تحقیر بلکه مزدوران از این کار به طور روزانه لذت می برند. تجاوز به زندانی جرم و جنایت است و باید این جرم و جنایت را با صدای بلند فریاد کرد و از نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر خواست که در اسرع وقت یک هیات تحقیق ویژه به ایران برای بازدید از زندان ها بفرستند.
———
ادامه تجمع خانواده های دستگیرشدگان در مقابل اوین:
تجمع صدها تن از خانواده های دستگیرشدگان در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند.
بنابه گزارشات رسیده صدها تن از خانواده ها از بامداد روزچهارشنبه در مقابل دادگاه انقلاب وزندان اوین تجمع کردند و خواستار آگاه شدن از وضعیت وشرایط عزیزانشان شدند.

روز چهارشنبه 24 تیر ماه بیش از 150 تن از خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و بیش از 200 تن از خانواده ها در مقابل زندان اوین برای پیگیری وضعیت فرزندان و همسران خود تجمع كردند . خانواده ها هر روز ازساعت 8 شروع وقت اداری تا پایان وقت اداری ساعت 15 برای بررسی وضعیت فرزندانشان به زندان اوین و دادگاه انقلاب مراجعه می كنند وبه انتظار اعلام اسامی جدید و یا تعیین قرار كفالت می مانند

آنهایی كه هنوز از فرزندان خود خبر ندارند نگران به سراغ خانواده هایی می روند كه قرار كفالت و آزادی برای فرزندشان صادر شده و با گرفتن آدرس و شماره تلفن از آنها سعی می كنند از افرادی كه آزاد شده اند خبری از وضعیت عزیز خود بگیرند.

شماری از خانواده ها شهرستانی هستند و در تهران كسی را ندارند و شب را در پارك ها و مهمانسراها می گذرانند و روز سرگردان مسیر بین اوین و دادگاه انقلاب را طی می كنند.

روزچهارشنبه نام های شماری از بازداشت شدگان که از سوی دادگاه انقلاب و زندان اوین تأیید گردید، اگر چه خانواده ها تا اندازه ای اطمینان حاصل می كنند كه فرزند و یا همسرشان دستگیر شده اما با نگرانی از همدیگر می پرسند آیا عزیزان خود را زنده و سالم تحویل خواهند گرفت؟

نام های شماری از بازداشت شده های اعتراضات اخیرکه در زندان اوین زندانی شده اند:

1- سحر خرمی 23 ساله دیپلم پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت شده است.

2- صدیقه خانقاه 36 ساله و متأهل خانه دار پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت گردیده است.

3- مهناز ترابی 29 ساله متأهل لیسانس زبان انگلیسی پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت شده است.

4- صبا مظاهری 26 ساله دانشجوی هنر پنجشنبه 18 تیر در امیرآباد بازداشت گردیده است.

5- الهه كاشفی 23 ساله دیپلم پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت بازداشت شده است.

6- امیر سیدكاظمی 21 ساله دیپلم پنجشنبه 18 تیر در جمالزاده بازداشت و محل نگهداری وی نامشخص است.

7- آرمان قنبری 27 ساله فوق دیپلم تراشكاری پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت و محل نگهداری وی نامشخص می باشد.

8- بهزاد كامرانی 25 ساله لیسانس كامپیوتر شنبه 30 خرداد در خیابان خوش بازداشت گردیده است.

9- نادر قاضی میر سعید 24 ساله دانشجوی فوق لیسانس عمران چهارشنبه 27 خرداد در ولی عصر بازداشت و پس از انتقال به كلانتری 148 انقلاب به اوین منتقل شده است.

10- محمد كشكولی 42 ساله پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت شده است.

11- مهرشاد متین پور 19 ساله دیپلم چهارشنبه 27 خرداد در ونك به طور وحشیانه توسط لباس شخصی ها بازداشت گردیده است.

12- محمد امین امیری 20 ساله دیپلم سه شنبه 26 خرداد در انقلاب بازداشت شده است.

13- حامد نیك فر 34 ساله فوق دیپلم ماشین آلات كشاورزی 30 خرداد در یادگار امام بازداشت گردیده است.

14- سعید قنبری پور 28 ساله لیسانس شیلات شنبه 30 خرداد در آزادی بازداشت شده است.

15- اسماعیل قره گزلو 27 ساله دیپلم شغل آزاد پنجشنبه 18 تیر در امیر آباد بازداشت و مكان نگهداری وی نامشخص می باشد.

16- فرهاد بهادری 25 ساله لیسانس حقوق پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت شده است.

17- بهمن مداح 35 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت گردیده است.

18- ایمان قدیانی 27 ساله فوق دیپلم حسابداری پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت و مكان نگهداری وی نامشخص است.

19- صمد قره داغی 30 ساله دیپلم شغل آزاد پنجشنبه 18 تیر در كارگر بازداشت شده است.

20- رضا مردانی 29 ساله كارمند پنجشنبه 18 تیر در خیابان وصال بازداشت گردیده است.

21- مجتبی شهسواری 22 ساله دانشجوی حقوق پنجشنبه 18 تیر بازداشت شده است.

22- علیرضا ورمزیار 19 ساله دانشجوی كامپیوتر شنبه 30 خرداد در آزادی بازداشت گردیده است.

23- وحید خندان 27 ساله لیسانس علوم اجتماعی یكشنبه 31 خرداد در ولی عصر بازداشت و پس از انتقال به كلانتری 148 انقلاب به اوین منتقل شده است.

24- عبدالله عزیزی 34 ساله دیپلم شغل آزاد شنبه 30 خرداد در رودكی بازداشت گردیده است.

25- عارف معاون 25 ساله فوق دیپلم عمران چهارشنبه 3 تیر در بهارستان بازداشت شده است.

26- علیرضا ساعتچی 20 ساله سه شنبه 26 خرداد در صادقیه بازداشتگردیده است.

27- محمد صادق امینی 23 ساله پنجشنبه 18 تیر در امیر آباد بازداشت و مكان نگهداری وی نامشخص میباشد.

28- مجید طهمورث 24 ساله لیسانس شیمی پنجشنبه 18 تیر بازداشت شده است.

29-محسن ابراهیمی 36 ساله فوق دیپلم برق شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت گردیده است.

30- مهدی محمدی 26 ساله دیپلم شنبه 30 خرداد در جیحون بازداشت شده است.

31- وحید حسین پور 19 ساله دانشجوی فیزیك پنجشنبه 18 تیر بازداشت و به اوین منتقل گردیده است.

32- محسن جلالیان 28 ساله دیپلم شغل آزاد پنجشنبه 18 تیر در 16 آذر بازداشت و مكان نگهداری وی نامشخص می باشد.

33- مصطفی آجرلو 29 ساله دیپلم كتابدار پنجشنبه 18 تیر در انقلاب بازداشت و مكان نگهداری وی نامشخص است.

پیش از آن که دیر شود، و رژیم ستمگر برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب بیشترمردم، اقدام به کشتار فرزندان ایران نماید، تلاش برای رهائی زندانیان از بیدادگاه ضحاکیان بایستی است.
———-
+ + + + + + + + +

احتمال محاکمه یک کوشنده ی دانشجویی در دادگاه نظامی:
پیمان عارف که در ۳۰ خرداد ماه توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده بود به دلیل وخامت احوال جسمی چند روزی در بیمارستان سجاد بستری و مجددا به محل نامعلومی منتقل شد. با توجه به اینکه وکیل وی دکتر دادخواه نیز شوربختانه در زندان است و هیچگونه اطلاعی از وی در دست نیست. بیم آن می رود بدلیل سرباز بودن پیمان عارف و عدم ارجاع پرونده وی به دادگاه انقلاب، پرونده در دادگاه نظامی باشد و محاکمه وی در دادگاه نظامی صورت گیرد، در این شرایط و در صورت محاکمه بدون وکیل پیمان عارف در دادسرای نظامی، احتمال احکام سنگین برای وی وجود دارد که این امر سبب نگرانی شدید خانواده و دوستانش گردیده است.

+ + + + + + + + +

حجاریان: به خانه برنمی گردم جون مرا می کشند، در زندان بیشتر به من می رسند:
حجاریان نپذیرفت در خانه بازجویی شود.
روزنامه وطن امروز (با مسئولیت بذرپاش، سوگلی احمدی نژاد و رئیس ایران خودرو) از قول یک مقام ناشناس قضایی نوشت: به‌رغم شرایط خوب جسمی و روحی حجاریان در زندان و رفتار مناسب با وی و تدارک هرگونه امکانات پزشکی و رفاهی برای وی، به حجاریان پیشنهاد شد که از زندان مرخص شده و به منزل برود و در صورت لزوم، پاره‌ای از بازجویی‌ها در منزل وی انجام شود اما در کمال تعجب حجاریان این پیشنهاد را نپذیرفت و دلایل بسیار جالبی برای عدم پذیرش این پیشنهاد بیان کرد.

به گفته این مقام قضایی، حجاریان در توضیح دلایل عدم پذیرش این پیشنهاد گفته است، اگر به خانه بروم خانواده‌ام باید همه امور خود را تعطیل کنند و به من برسند اما اینجا چند نفر مراقب من هستند و به کارهایم می‌رسند.

اما دلیل دوم حجاریان برای مسؤولان پرونده، بسیار جالب، مهم و حائز اهمیت‌تر است. حجاریان در توضیح دلیل دوم خود گفته است که «اگر به خانه بروم، تامین جانی ندارم اما اینجا خیالم راحت است».

روزنامه وطن امروز در تحلیل این اظهارات حجاریان نوشت:
این اظهار نظر حجاریان ناگفته‌های مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی می‌داند که در شرایط فعلی که سرویس‌های غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعله‌ور ساختن مجدد آشوب‌ها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند.

+ + + + + + + + +

بازداشت مرجان عبداللهیان و کوروش جوان:
مرجان عبداللهیان از ادیتورهای قدیمی عکس و کوروش جوان، عکاس مطبوعات، دیروز دستگیر شدند.

+ + + + + + + + +

تحویل همه بازداشتی‌ها:
پاسدار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی اعلام كرد كه اكنون دیگر هیچ‌یك از دستگیرشدگان ناآرامی‌های پس از انتخابات در بازداشت نیروی انتظامی به سر نمی‌برند و همه آنها تحویل مراجع قضایی شده‌اند. همچنین به گفته وی خبرنگاران در مواقع بحران و اغتشاشات باید با هماهنگی پلیس امنیت در صحنه حاضر شوند تا هیچ آسیبی به آنها نرسد.

+ + + + + + + + +

خانواده های بازداشت شدگان؛ احمدی نژاد و شاهرودی مسئول سلامت و جان زندانیان:
روزآنلاین: با گذشت بیش از یک ماه از آغاز بازداشت گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی، مدنی و دانشجویی، خانواده های این افراد در مصاحبه با روز ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت زندانیان خود، محمود احمدی نژاد و محمود هاشمی شاهرودی را مسوول سلامت روحی و جسمی عزیزانشان معرفی کرده اند. این در حالیست که سرنوشت وشهادت سهراب اعرابی بر نگرانی خانواده ها افزوده است.

بهزاد نبوی، محسن میردامادی و مصطفی تاج زاده سه نفری هستند که از لحظه بازداشت تاکنون هیچ تماسی با خانواده های خود نگرفته اند و کسی هیچ گونه اطلاعی از وضعیت آنان ندارد. همسر بهزاد نبوی در این مورد به روز می گوید: روز 23 خرداد همسرم بازداشت شد و روز بعد ساعت 11 صبح آزادش کردند و به منزل آمد؛ اما ساعت دو و نیمه نصف شب همان روز به خانه ما ریختند و بدون نشان دادن حکم و یاکارت شناسایی، او را با خود بردند.

وی می افزاید: روز بعد با یک حکم کلی که امضای سعید مرتضوی را داشت آمدند و منزل ما را تفتیش کردند و 8 کارتون کتاب و مدارک کاری و آرشیو آقای نبوی را با خود بردند.

همسر بهزاد نبوی با بیان اینکه همسرش تاکنون هیچ تماسی نداشته، تصریح می کند: آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی و ابوترابی و فراکسیون خط امام مجلس به ما قول پی گیری داده اند اما قول ها و پی گیریهای آنها تاکنون هیچ نتیجه ای نداشته و از دست آنان نیز کاری ساخته نیست.

وی با ابراز نگرانی از سلامی همسرش می گوید: هنگام بازداشت نه حکمی به ما نشان دادند و نه کارت شناسایی ارائه کردند؛ ما به شدت نگرانیم که بلایی سر بهزاد بیاورند و بعد بگویند ما او رابازداشت نکرده بودیم.

خانم نبوی با ابراز تاسف شدید از بازداشت یاران انقلاب می افزاید: هرگز تصورش را هم نمی کردیم که آقای نبوی را که برای همین نظام، قبل از انقلاب زندان رفته و شکنجه شده و بهترین سالهای زندگیش را خالصانه در خدمت نظام بوده است، روزی در همین نظام به زندان ببرند.

وی در پایان می گوید: من به شدت غمگین هستم. این قضیه برای نظام جمهوری اسلامی بسیار شرم آور است.

حسن خمینی هم کاری نمی تواند بکند!
محمد علی ابطحی، معاون و مشاور محمد خاتمی هم 28 روز است که در بازداشت به سر می برد. فاطمه ابطحی، دختر محمد علی ابطحی با ابراز بی اطلاعی از وضعیت پدرش و اینکه کجا نگهداری می شود به روز می گوید: پدرم تاکنون یک بار تماس تلفنی کوتاهی با ما گرفته و فقط احوالپرسی کرده و تلفن قطع شده است.

وی می افزاید: روز یکشنبه از زندان اوین تماس گرفتند و خواستند که قرص های پدرم را به زندان ببریم. مادرم و خواهر کوچکم قرص ها را به زندان اوین بردند و تحویل دادند؛ در پی اصرار و بی تابی خواهرم، فردی که قرص ها را تحویل گرفته بود با موبایل خود تلفن زده و خواهرم توانسته به صورت کوتاه با پدرم صحبت کند.

فاطمه ابطحی هم با بیان اینکه تاکنون هیچ یک از پی گیریها نتیجه ای در پی نداشته، می افزاید: ما با آقای حسن خمینی نیز دیدار کردیم و ایشان قول دادند پی گیری کنند و گفتند که با قاضی مرتضوی تماس خواهند گرفت. اما پی گیریهای ایشان نیز بی نتیجه بوده وایشان نیز به ما گفته اند که همه در ها بسته است.

وی درباره مطالب سریال واری که روزنامه جوان، روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران، تحت عنوان اعترافات آقای ابطحی منتشر کرده است، چنین می گوید: ما همان روز با دفتر آقای مرتضوی تماس گرفته و اعتراض کردیم اما ایشان گفتند که به عنوان ذینفع می توانید تکذیب کنید.ما هم تکذیبیه نوشتیم اما روزنامه جوان حاضر به انتشار تکذیبیه ما نشد و در روزنامه اعتماد ملی منتشر کردیم.

فاطمه ابطحی به شدت از وضعیت پدرش ابراز نگرانی می کند و می گوید: به نفع نظام نیست که شخصیت های نظام را در زندان نگه دارد.

زید آبادی در بند 2 الف:
مهدیه محمدی، همسر زید آبادی خبر از تجمع روز چهارشنبه خانواده های بازداشت شدگان اخیر در مقابل دادگاه انقلاب می دهد و به روز می گوید: دیروز که خانواده های چند تن از بازداشت شدگان اخیر با عزیزانشان در زندان اوین ملاقات کردند من نیز همزمان به زندان اوین مراجعه کردم اما گفتند که آقای زیدآبادی در بند 209 نیست و در بند 2 الف که همان بند 325 سابق و در اختیار سپاه است نگهداری می شود.

وی می افزاید: در مورد بند 209 مسوولیت با قاضی حداد است اما در مورد بند 2 الف نه کسی مسوولیتی می پذیرد و نه پاسخی می دهد.ما واقعا نمیدانیم به کجا باید مراجعه کنیم.

همسر زیدآبادی خبر از تماس تلفنی کوتاه همسرش نیز می دهد: یکبار آقای زیدآبادی تماس گرفت و احوالپرسی کرد.او به شدت نگران خانواده، اما روحیه اش خیلی خوب بود.

وی با بیان اینکه مسوولان به شکلی بارز و آشکاربه صورت غیرقانونی عمل می کنند، می گوید: حتی به خانواده ها زنگ می زنند و تهدید می کنند که نباید مصاحبه کنید و پی گیری نمایید. خب ما پی گیری نکنیم، چه باید بکنیم؟

مهدیه محمدی سپس با اشاره به بازداشت احمد زیدآبادی در سال 80 می افزاید: شرایط به طرز وحشتناکی تغییر کرده است؛ در آن زمان حداقل میدانستیم عزیزانمان را کجا نگه می دارند اما در این چند ساله حکومت اینقدر پسرفت کرده که هیچ گونه پاسخی نمی دهند.
همسر زیدآبادی ادامه می دهد: از روزی که به حریم خانه ما تجاوز کردند، کودکان من به شدت ترسیده اند و با هر زنگ تلفن و یا دری وحشت می کنند و کوچک ترین قیافه ناآشنایی آنان را دچار وحشت می کند.

اسم شیوا در لیست بازداشتی ها نیست:
شیوا نظرآهاری، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال حقوق بشر تاکنون فقط دو بار به صورت کوتاه با خانواده اش تماس گرفته است. او در بند 209 زندان اوین در انفرادی نگهداری می شود. شهرزاد کریمان، مادر شیوا نظرآهاری با ابراز نگرانی شدید از وضعیت دخترش به روز می گوید: یک ماه و 3 روز از بازداشت شیوا می گذرد و ما هر روز به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه می کنیم اما تاکنون این مراجعات بی پاسخ بوده است.امروز یک نامه به کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه دادم و فردا هم یک نامه به ستاد شهروندی قوه قضائیه خواهم داد.
خانم کریمان با بیان اینکه روزها همچنان می گذرد و ما بی خبر از دخترمان هستیم اضافه می کند: خانم شادی صدر، وکیل شیوا به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اما گفته اند که اسم شیوا در لیست بازداشتی های آنان نیست.

مادر شیوا نظرآهاری خبر از تماس تلفنی مهدی کروبی هم می دهد: اطلاعاتی که آقای کروبی خواسته بودند را دادم و ایشان قول پی گیری دادند اما در عین حال گفتند که کار زیادی از دستشان بر نمی آید.

وی با بیان اینکه شیوا در ستاد هیچ کاندیدایی فعالیت نمی کرد، می افزاید: دخترم تا کنون دو بار تماس گرفته و تنها چیزی که میدانیم این است که او در بند 209 زندان اوین در انفرادی است. او بیش از یک ماه است در انفرادی است و من به شدت نگران سلامت او هستم و در شرایطی که حتی به وکیل هم دسترسی ندارد باید هر چه زودتر وضعیت او و سایر زندانیان روش شود.

وی با طرح این سوال که تا کی می خواهند ما را بلاتکلیف نگهدارند، می گوید: مسوول سلامتی روحی و جسمی دخترم، محمود احمدی نژاد و سید محمود شاهرودی هستندو باید جوابگو باشند.

تاجیک اعتراف نکرده است:
«عبدالرضا تاجیک اعلام کرده است که هیچ اتهامی متوجه او نیست و هیچ مدرکی درباره او ندارند.»
پروین تاجیک، خواهر این روزنامه نگار که روز دوشنبه با برادرش در زندان اوین دیدار کرده، ضمن دادن این خبر به روز می گوید: ملاقات به صورت کابینی و از پشت شیشه و تلفنی بود اما در عین حال دو نفر مامور نیز در کنار برادرم حضور داشتند.برادرم نتوانست به هیچ یک از سوالات ما پاسخ دهد و فقط گفت که بازجویی اش تمام نشده و در سلولی به همراه دو زندانی دیگر نگهداری می شود که نمی دانیم آن دو تن چه اتهامی داشته و چه جرمی مرتکب شده اند.

خانم تاجیک وضع روحی برادرش را خوب توصیف می کند و به نقل از او می گوید که این روزنامه نگار هیچ اعترافی نکرده و هیچ مدرکی علیه او ندارند.

ژیلا بنی یعقوب تماس گرفت:
از سوی دیگر ترانه بنی یعقوب، خواهر ژیلا بنی یعقوب خبر از تماس دو روز پیش ژیلا با خانواده اش می دهد: ژیلا از ما خواسته است که جلوی اوین نرویم؛ اما لحن صحبتش طوری بود که گویامی دانست به این زودی ها آزاد نخواهد شد.
ترانه بنی یعقوب همچنین به روز می گوید که ماموران از منزل ژیلا عکس های خانوادگی و عروسی او را نیز برده اند.

کنفرانس خبری خانواده ها:
از سوی دیگر روز سه شنبه خانواده های بازداشت شدگان اخیر با شرکت در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند مراجع قانونی پاسخگوی خانواده های بازداشت شدگان نیستند و می گویند کاری از ما ساخته نیست. به گفته آنان نهادهای کشور از جمله قوه قضائیه، دادستانی و وزارت اطلاعات می گویند این دستگیری ها در حیطه اختیار ما نیست و نهاد دیگری آنها را انجام داده است.

در این کنفرانس خبری خانواده های بازداشت شدگان ضمن تشریح پی گیریهای خود، از عدم مسوولیت پذیری مسولان امور به شدت انتقاد کردند.

فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده در این کنفرانس با اشاره به کشته شدن سهراب اعرابی گفت: نگران کننده تر از موقعیت این بازداشت شدگان، وضعیت کسانی است که در اقصی نقاط کشور بازداشت شده اند و خانوادها از آنها خبری ندارند. این جریان تحویل دادن جسدهای پاک این جوانان نیز به نگرانی های همه دامن زده است.

وی همچنین از اینکه «ملاقات ها با مراجع قانونی به جای اینکه امید ما را به آزادی عزیزان مان بیشتر کند تنها نا امید ترمان کرده است» ابراز تاسف کرد.

خانم مجردی، همسر محسن میردامادی نیزدر این جلسه خبر از دیدار با دری نجف آبادی، دادستان کل کشور داد و گفت: آقای دری خطاب به ما گفتند کاری از ما ساخته نیست! ما نمی دانیم از این پس باید به کدام مرجع قانونی مراجعه کنیم. هر بار مراجعه ما به این نهادها هم تنها نا امید ترمان می کند.

سایت کانون زنان ایرانی نیز خبر داد در کنفرانس مطبوعاتی مذکور پدر حمزه قالبی از نحوه بازداشت فرزندش گفت؛آن هم در حالیکه بغض راه گلویش را گرفته بود و به سختی سخن می گفت. حمزه رئیس شاخه جوانان ستاد میر حسین موسوی بوده که ماه قبل بازداشت و روانه زندان اوین شده است.پدر او پرسیده: آیا کار کردن در ستاد یک نامزد انتخاباتی که به تائید شورای نگهبان رسیده جرم است؟

او همچنین از این گفته است که هر روز از صبح زود به همه مراجع قانونی مراجعه می کند اما پاسخ روشنی به او نمی دهند: نمی دانم دیگر به کجا باید سر بزنم؟

مادر مهسا امرآبادی خبرنگار روزنامه اعتماد ملی هم که از شهرستان برای پی گیری وضعیت دخترش به تهران آمده از تلاش های بی فایده اش می گوید: دختر من بر خلاف بسیاری از بازداشت شدگان که قبلا پست و مقامی داشته اند یک روزنامه نگار معمولی است؛ روزنامه نگاری که بی خبر از هر جا ساعت 2 شب در خانه اش بازداشت شده و وقتی همسرش مسعود باستانی نیز برای پی گیری کارش به دادگاه رفت همان جا دستگیر و روانه زندان شد.

+ + + + + + + + +
روهی از شهروندان تبریزی در نامه ای خطاب به خامنه ای به او تذکر دادند که پرونده انتخابات از نظر مردم ایران بسته نشده است:

در این نامه آمده است؛ ما امضاء کنندگان زیر گروهی از اقشار و طبقات اجتماعی مختلف شهر تبریز با اتکا به حقوق مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به دلیل نگرانی های جدی که از ادامه روند کنونی حاصل از اعلام نتایج انتخابات بوجود آمده است و با انگیزه وامید به بهبود و اصلاح خود را محق و مکلف می دانیم موارد ذیل را باستحضار برسانیم و جهت اطلاع عموم مردم ایران منتشر نماییم.

اکنون که همه راه های اعتراضی مصرح در قانون اساسی مسدودگردیده و عموما» منجر به بروز خشونت شده و با کمال تاسف و اندوه تعدادی از هموطنان شریف جان خود را از دست داده اندو بسیاری بازداشت گردیده اند یکی از راه های مدنی و منطقی و قانونی اعلام اعتراض و نگرانی خود به وضع بحرانی موجود را مکتوب نمودن در خواست ها و ارسال آن یافتیم اگر چه احتمال می دهیم حتی این حد اقل نیز مصون از بی مهری دست اندر کاران نباشد.

ابهام و شک موجود در نتایج اعلام شده انتخابات، واقعیتی است که عدم توجه به آن تا کنون منجر به بروز خسارت های جبران ناپذیر معنوی و مادی برای می هنمان و خدشه دار شدن اعتبار نظام جمهوری اسلامی گردیده است و بیم آن می رود که ادامه روند کنونی و عدم اتخاذ روشی که افکار عمومی اکثریت جامعه ایرانی را قانع کند منجر به صدمات و مضرات بیشتری گردد. همانگونه که انتظار می رفت، موکول کردن حل قضیه انتخابات به نهاد شورای نگهبان که به دلایل متعدد و معلوم خود یکی از عوامل نابسامانی کنونی است گرهی از مشکل نگشود…

در بخش دیگری از این نامه آمده است؛ اینک با به خطر افتادن امنیت اجتماعی و فدا شدن جان انسان های بیگناه وایجاد بی اعتمادی عمیق در داخل و خارج نسبت به مشروعیت نتایج اعلام شده انتخابات، آیا وقت آن نرسیده که در کمترین زمان ممکن تدبیر مقتضی با ملحوظ نمودن نظرات دلسوزان و فرهیختگان نسبت به اصلاح و ترمیم شرایط پیش آمده به عمل آید؟

ما امضاء کنندگان این نامه به رغم تایید نتایج انتخابات ازطرف شورای نگهبان و با توجه به موارد فوق و همه آنچه که در ایام قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد در میهن عزیزمان شاهد بوده ایم و از روی دلسوزی و خیر خواهی برای ملک و ملت ایران همچنان بر این باوریم که موضوع انتخابات و ابهام در نتایج آن ازنظر اکثریت ملت ایران خاتمه یافته نیست و راه حل موضوع را بایستی در تعیین حکمیتی مرضی الطرفین که منجر به اقناع افکار عمومی گردد جستجو نمود که شیوه ای مطلوب و مرسوم و متکی بر خرد جمعی در برهه های حساس تاریخی بوده است.

مسلما» حذف خشونت از صحنه اجتماع، بر طرف نمودن محدودیت های اطلاع رسانی داخلی، آزادی سریع بازداشت شدگان وجبران خسارت های مادی و معنوی مصدومین و متالمین حوادث اخیر فضای عمومی جامعه را تلطیف نموده و موجبات حفظ و دوام قوام اجتماعی را فراهم خواهد آورد.در غیر این صورت دولت بر آمده از این انتخابات توان کافی برای تعامل سازنده در عرصه بین المللی و همکاری با فرهیختگان، نخبگان، دانشگاهیان، مراجع و علما و اقشار مختلف مردم ایران را نخواهد داشت.

+ + + + + + + + +

سرخط خبر های امروز 22 تیرماه

خبر فوری
مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی: فردا، دوشنبه، ساعت هشت و نیم صبح، غسّال خانه ی بهشت زهرا
مراسم تشییع پیکر سهراب اعرابی جوان 19 ساله، فردا مورخ 22 تیرماه ساعت 8 صبح مقابل غسالخانه ی بهشت زهرا برگزار می شود.قابل ذکر است که قاضی مربوطه مخالفتی با برگزاری مراسم تشییع نداشته است.

به گفته ی یکی از منابع مطلع قاضی پرونده عنوان داشته است، سهراب به ضرب گلوله و در تجمع میدان آزادی کشته شده و یکی از هفت نفری هست که در تیراندازی یکی از نیروهای بسیج به سمت مردم جان باخته، تا کنون هویت سه تن از این هفت نفر شناسایی شده است. هر چند منابع دیگری از جان باختن وی در زمان بازداشت در زندان اوین خبر داده اند.

ضمنا مراسم ختم آقای سهرابی در منزل شخصی این خانواده به آدرس : آپادانا – خیابان نرگس – بلوک 36 – ورودی سوم – طبقه ی 5 با دعوت عموم برگزار می شود.

+ + + + + + + + +

جوان 19 ساله را در زندان اوین کشتند:
خبر مرگ سهراب اعرابی از سوی خانواده وی و مسولان اوین نیز تایید شد. سهراب اعرابی، 19 ساله سال آخر دبیرستان و آماده برای امتحان كنكور در اعتراضات دهمین دوره ریاست جمهوری در 30 خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومی منتقل می شود.

پس از پیگیری های پی در پی خانواده بویژه مادرش متوجه می شوند كه وی در زندان اوین است، مادر این جوان در روز سه شنبه 16 تیر با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادی فرزند ش بود، با وجود این كه این مادر می دانست كه فرزندش در زندان اوین است ولی خیلی نگران بود و می‌گفت می‌ترسم بچه‌ام را بكشند.

این مادر عكسی از فرزندش تهیه كرده بود و به هر زندانی كه آزاد می‌شد عكس عزیزش را نشان می داد و از آنها می‌پرسید كه آیا او را می شناسند و یا در زندان دیده اند؟

او می‌گفت به هر كجا و هر كسی مراجعه می‌كنم جواب نمی‌دهند و می‌گویند صبر كن آزاد می‌شود.

این مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اینكه از طرف قاضی مرتضوی خبر آمد كه سهراب اعرابی در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنید تا جنازه فرزندشان را تحویل بگیرند.

+ + + + + + + + +

دعوت از مردم برای شرکت در تحویل جسد جوان 19 ساله ای که در اوین کشته شد:
این بار جوان نوزده ساله ی دیگر در اوین کشته شد
سهراب اعرابی، جوانی نوزده ساله در حالی که مادرش در پشت در زندان اوین زاری می کرد و از وی خبری می خواست کشته شد. در اخباری که در این باره به سرعت در دنیای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زیر شکنجه کشته شده است.

خبر مرگ سهراب اعرابی ظهر روزشنبه به گوش مادرش رسید و وی که قبلا فیلمی از سرگردانیش در یوتیوب گذاشته شده بود با ناباوری با این خبر روبرو شد. خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند که خبر را به گوش جهانیان برسانند. ساعتی بعد از جمله حماسه هائی که در اینترنت به نام سهراب منعکس شده یکی هم شعری بود از زبان ندا آقا سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی.
سهراب اعرابی 19 سال در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد فعال بود. وی که سال آخر دبیرستان را می گذراند و برای امتحان كنكور آماده می شد از روز سی ام خرداد دستگیر و به مكان نامعلومی انتقال یافت.

بعد از پیگیری های پی در پی سه روز بعد خانواده بویژه مادرش متوجه می شوند كه وی در زندان اوین است. مادر این جوان در روز سه شنبه 16 تیر با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادی فرزند ش بود. با وجود این كه این می دانست كه فرزندش در زندان اوین است ولی خیلی نگران بود و می گفت می ترسم بچه ام را بكشند. این مادر عكسی از فرزندش تهیه كرده بود و به هر زندانی كه آزاد می شد عكس عزیزش را نشان می داد و از آنها می پرسید كه آیا او را می شناسند و یا در زندان دیده اند؟ او می گفت به هر كجا و هر كسی مراجعه می كنم جواب نمی دهند و می گویند صبر كن آزاد می شود. این مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اینكه یك دفعه از طرف قاضی مرتضوی خبر آمد كه سهراب اعرابی در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنید تا جنازه فرزندشان را تحویل بگیرند.

دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته اند که روزدوشنبه پس از تحویل پیکراو در مراسم بزرگداشت و خاکسپاری شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است. نگذاریم بیش از این شقایق های سرزمینمان را پرپر کنند.

+ + + + + + + + +

دانشجویان بازداشتی در وضعیت نگران کننده ای هستند:
در پی ناآرامی های اخیر و اعتراضات دانشجویان دانشگاه بابل، 16 دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. آرش معینی، امیرکسری کیانی، کاوه دانشور، مهدی کاظمی نسب، جواد شفیعی و مرضیه شفیعی از جمله دانشجویان احضار شده هستند و از نام های دیگر احضار شدگان خبری در دست نیست. اتهام این دانشجویان به طور دقیق توسط کمیته انضباطی به آنان اعلام نشده است.

احضار گسترده دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل در حالی است که 8 تن از دانشجویان دانشگاه بابل در زندان این شهر به سر می برند و از وضعیت آنها اطلاعی در دست نمی باشد.

نیما نحوی و علی تقی پور، دو دانشجوی دیگری که دو هفته ی گذشته بازداشت شدند، پس از گذشت تقریبا 10 روز همچنان در اطلاعات ساری در بازداشت هستند ودر سلول انفرادی به سر می برند. وضعیت جسمی و روحی نیما نحوی به شدت وخیم است.

هم چنین با وجود این که از سوی قاضی پرونده اجازه ملاقات به خانواده های نیما نحوی و علی تقی پور داده شده بود اما با مراجعه به اطلاعات پروانه ی ملاقات به ایشان داده نمی شود وخانواده ی نیما نحوی سرانجام با اصرار فراوان توانست ملاقات کوتاهی با نیما در زندان ساری داشته باشد. پس از این ملاقات، این دانشجوی بازداشتی را مجدداً به بازداشتگاه اطلاعات ساری انتقال دادند.

محسن برزگر، اشکان ذهابیان، ایمان صدیقی، سیاوش سلیمی نژاد، حسام الدین باقری و حمیدرضا جهان تیغ از دیگر دانشجویان بازداشتی این دانشگاه همچنان در زندان بابل (متی کلا) در بازداشت به سر می برند و با وجود گفته های مسئولین مبنی بر آزادی آنها، این دانشجویان هم چنان زندانی هستند. شایان ذکر است محسن برزگر و حسام الدین باقری و اشکان ذهابیان مدت زمان زیادی است که در سلول انفرادی به سر می برند.

همچنین بنابرگزارش ها یکی از دانشجویان پیام نور بابل بنام محمد اسماعیل زاده تحت فشارها و اذیت آزارهای پاسداربندها می باشد و به دستور اکبر زاده به بند معتادان و افراد شرور منتقل شده است. اکبرزاده دادستان بابل، در طی این مدت نیز رفتاری توهین آمیز و نامناسب با خانواده دانشجویان زندانی داشته است.

+ + + + + + + + +

بازداشت یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی:
به گزارش دریافتی علی محمدی گراوند دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی نزدیک به یک ماه است که در بازداشت به سرمی برد.

علی محمدی گراوند در روز 23 خرداد ماه در جریان اعتراضات اخیردر خیابان شمیران قدیم سه راه ضرابخانه در چند متری دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبائی به وسیله نیرو های لباس شخصی بازداشت شد.

در جریان بازداشت وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. پس از پی گیری های فراوان خانواده ی این دانشجوی بازداشتی سرانجام طی هفته ی گذشته وی در یک تماس تلفنی کوتاه با خانواده اش اعلام کرده است که در زندان اوین به سر می برد.

پس از انتشار اخباری در مورد شکنجه زندانیان رویدادهای اخیر و قتل یکی از آنان به نام سهراب اعرابی نگرانی نسبت به سلامتی دیگر زندانیان تشدید شده است. بیم آن می رود که علی محمدی گراوند و دیگر زندانیان در زندان اوین در وضعیت نامناسبی به سر ببرند و حتی جانشان در خطر باشد.

علی محمدی گراوند پیش از این نیز به وسیله ی کمیته انظباطی دانشگاه علامه طباطبایی به تحمل یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.

+ + + + + + + + +

وضعیت بازداشت شدگان؛ همه درها بسته است:
همسر محمد قوچانی از پیگیری‌های چند روز گذشته درباره سردبیر روزنامه اعتماد ملی خبر داد. مریم باقی گفت: با هر جایی که امکان داشت تماس گرفته‌ایم، یکی از وکلای محترم را جهت پیگیری کار او در دادسرا فرستاده‌ایم اما متاسفانه همه درها بسته است و هیچکس جوابگو نیست. حیرت‌آور است که کسانی که برای نفی معترضان دعوت به قانون می‌کنند اما یک راه قانونی برای رسیدگی به وضع عزیزان ما باز نگذاشته‌اند.

تمام راه‌هایی که حق قانونی متهم است بسته است. وکیل را از امروز به فردا و از فردا به پس‌فردا پاس می‌دهند. هفته پیش گفتند تا سه‌شنبه یا چهارشنبه عده‌ای از جمله آقای قوچانی تبدیل قرار می‌شوند اما با تعطیلی که اعلام کردند و در نتیجه چهارروز کارها عقب افتاد.

باقی افزود: قوچانی بیش از سه هفته است در سلول انفرادی است. وی در سلولی است که هیچ ارتباطی با جهان خارج ندارد و از همان تلفن یکی، دو دقیقه‌ای هم بیش از یک هفته است دریغ کرده‌اند.

+ + + + + + + + +

ادامه بازداشت شهاب طباطبایی و تماس کوتاه تلفنی وی با خانواده اش:
شهاب طباطبایی طی تماسی با خانواده اش از وضعیت خود خبر داد. به گزارش رسیده؛ مهرک میراب زاده همسر طباطبایی با اعلام این خبر گفت:‌ وی در تماس کوتاه تلفنی اظهار داشت که حالش خوب است و تنها تاکید کرد که برایم دعا کنید. وی ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت همسرش گفت: از مسئولان درخواست می کنم تا افرادی را که تنها به جرم اعتراض به انتخاباتی که برگزار شده در زندان هستند را آزاد کنند. گفتنی است که شهاب طباطبایی در پی رویدادهای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شده است.

+ + + + + + + + +

بازداشت عکاس ستاد انتخاباتی کروبی:
به گزارش رسیده؛ توحید بیگی عکاس ستاد انتخابات مهدی کروبی و سایت مشروطه نیوز سایت حامی کروبی بازداشت شد. بنابراین گزارش توحید بیگی عصر پنج شنبه ١٨ تیرماه در حوالی میدان انقلاب بازداشت و تاکنون از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست.

+ + + + + + + + +

بازداشت دو عکاس خبری در تهران:
در ادامه بازداشت گسترده ی فعالین سیاسی و روزنامه نگاران از یک ماه پیش بامداد روز شنبه مجید سعیدی عکاس خبری در منزل خود بازداشت شد و نیروهای امنیتی برای بازداشت ساتیار امامی اقدام نمودند.

بامداد روز شنبه مورخ 20 تیرماه ماموران امنیتی به منزل مجید سعیدی مراجعه کرده و در مقابل همسر و فرزندان وی پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی او را همراه خود به نقطه‌یی نامعلوم منتقل کردند. مجید سعیدی عکاس برجسته ایرانی که سردبیر عکس ۹ روزنامه از سال ۱۹۹۸ تاکنون بوده است.

هم‌چنین ماموران امنیتی روز جاری برای بازداشت ساتیار امامی دیگر عکاس سرشناس اقدام نمودند. این درحالی است که ساتیار امامی از ظهر امروز در دسترس نیست و منابع آگاه از احتمال بازداشت وی سخن می‌گویند.

+ + + + + + + + +

بلاتكلیفی یک زندانی سیاسی تبعه‌ عراق:
خبرگزاری دیدبان حقوق بشر كردستان: عمر کریم شریف متولد 1979 میلادی تبعه‌ی کشور عراق می‌باشد كه در مورخه 27/6/2000 میلادی به اتهام ترور اسماعیل معظمی معاون اطلاعات مریوان و فرزندش توسط مقامات محلی در كردستان عراق بازداشت و در مورخه 15/4/1379 شمسی به ایران تحویل داده شد. نامبرده بعد از حدود 21 ماه بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج از سوی فاطمی قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم گردید. در همین زمان و از سوی دادگاه عمومی نیز به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس محکوم می‌شود. موارد تکمیل کننده این گزارش عبارتند از:

1. دیگر مظنون به ترور که با نامبرده به حکم اعدام محکوم شد جمال محمد مراد بود که اینک آزاد می‌باشد.

2. بعد از گذشت 9 سال هنوز نامبرده بلاتکلیف است و 19 ماه نیز از 15 سال حکمی که از سوی دادگاه انقلاب به وی داده شده می‌گذرد اما با وجود اعتراض به حکم مذکور هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

3. در حالی که خانواده‌ی مقتول از نامبرده شاکی نیستند و مرتباً عنوان نموده‌اند که عمر کریم شریف قاتل فرزند آنان نمی‌باشد اما اصرار قاضی بر این مسئله جای تأمل دارد.

4. عمر کریم شریف که یکی از پیشمرگان حزب سوسیالیست کردستان عراق می‌باشد به گواهی حزب مذکور در تاریخ ترور مقتولین در مرخصی بوده و این موضوع بارها از سوی دبیرکل حزب (محمد حاجی محمود) در رسانه‌ها اعلام گردیده است.

5. پرونده با پیگیری نماینده حزب مذكور در ایران در جریان می‌باشد و درخواست رسیدگی و آزادی نامبرده بارها از سوی احزاب متحد کردستان (شه‌ش به‌ره‌ی کوردستان) به مقامات رژیم اسلامی تحویل گردیده است.

6. مکاتبه معاون رئیس قوه قضائیه به دادگستری استان مبنی بر دادگاهی و یا درخواست عفو از نکات جالب این پرونده است که خود می‌تواند دال بر بی‌گناهی نام‌برده باشد.

+ + + + + + + + +

مردی که همسرش را به آتش کشیده آزاد گردید:
در یک حادثه دردناک در ارومیه شوهر معتاد اقدام به آتش زدن همسر جوان خود نمود. پروین 20 ساله اهل روستای «دزی مرگوره» از توابع شهر ارومیه، همسر مردی به نام سابیر جباروند و صاحب یک فرزند بود. او که بارها به دلیل مخالفت با اعتیاد همسرش مورد خشونت قرار گرفته بود اینبار به خاطر عدم تن دادن به خواسته همسرش که می خواست شیر حاوی تریاک به فرزند 13 ماهه شان بدهد مورد خشونت شدید همسرش قرار گرفته و در نهایت سابیر پس از خالی کردن یک ظرف بنزین روی پروین او را آتش می زند.

شایان ذکر است که سابیر جباروند تنها پس از دو روز بازداشت آزاد شده و دلیل آنهم موجود نبودن شواهد علیه متهم می باسد.

+ + + + + + + + +

یک زن بی پناه در آستانه اعدام قرار دارد:
یک زن زندانی پس از 9 سال تحمل زندان حکم قطعی اعدام خود را در زندان ارومیه دریافت کرد.

محبت محمودی زنی متاهل دارای دو فرزند است که در سال 1379 برای دفاع از خویش در برابر مردی که قصد تجاوز به وی را داشت مرتکب قتل شد.

نامبرده به اتهام قتل عمد در شعب استانی مورد محاکمه قرار گرفت و پرونده که برای تائید به دیوان عالی ارجاع داده شد، سر انجام روز شنبه مورخ 20 تیرماه پس از 9 سال تحمل زندان تائید حکم اعدام توسط دیوان عالی به ایشان ابلاغ شد.

حکم اعدام نامبرده با استیذان ریاست قوه قضائیه به مرحله اجرا در خواهد آمد.

+ + + + + + + + +

دادگاه هفت شهروند بهایی به تعویق افتاد:
دیان علایی، نماینده جامعه بهایی در دفتر ژنو سازمان ملل متحد،می گوید که دادگاه هفت شهروند بهایی که قرار بود روز شنبه برگزار شود، به تعویق افتاده است.

+ + + + + + + + +

اطلاعیه کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه:
کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه در ایران روز یکشنبه با انتشار اطلاعیه ای اطلاعات و آمار جدیدی را از تعداد و وضعیت بازداشت شدگان رویدادهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران منتشر کرده است.

در بخشی از این اطلاعیه آمده است؛ این کمیته در توضیح وضعیت خود و به طور کلی نهادهای مدنی فعال در زمینه مسایل حقوق بشر در ایران لازم می‌داند یادآوری نماید که با توجه به بازداشت تعدادی از اعضای کمیته، ایجاد محدودیت‌های ارتباطی گسترده و نیز عدم پاسخگویی مراجع قانونی امکان گردآوری اطلاعات و آمار موثق از بازداشت‌شدگان رویدادهای اخیر و ارائه آن به روال سابق تا حد زیادی منتفی شده است. با این وجود کمیته مواردی را به آگاهی شهروندان می‌رساند:

1- به رغم اظهار نظر رییس پلیس تهران مبنی بر بازداشت تعداد بسیار اندکی در جریان اعتراضات روز 18تیر 88، مطابق فهرست منتشر شده از سوی مقامات زندان اوین 178 تن در این روز بازداشت شده‌اند گرچه بستگان تعداد دیگری از بازداشت شدگان در هجدهم تیرماه اظهار کرده‌اند که نام های مورد نظر آنها در فهرست‌های ارائه شده نبوده است. همچنین دادسرای دادگاه انقلاب تهران اعلام کرده که تا هفته آینده به دلیل عدم تشکیل پرونده پاسخگوی مراجعات درمورد وضعیت این بازداشت‌شدگان نیست.

2- گرچه پیش از این کمیته تعداد شهروندان بازداشت شده در خیابان ها‌ را در حدود 2000 تن تخمین زده بود اما اطلاعات جدیدتر نشان می‌دهد که این عدد احتمالا در حدود 4000 تن در سراسر کشور است که البته بخشی از آنها به مرور آزاد شده‌اند.

3- به دلیل تعداد بسیار زیاد افراد بازداشت‌شده در هفته‌های اخیر امکان گنجاندن عادی زندانیان در بندهای ویژه زندان اوین برای مقامات مسئول ناممکن شده به گونه ای که به همین علت بازجویی از متهمان در تمامی ساعات از جمله نیمه شب‌ها صورت گرفته و از راهروهای زندان‌ها نیز برای بازجویی استفاده می‌شود.

4- طی یکماه گذشته وادارکردن فعالان سیاسی بازداشت شده به اعتراف به آنچه که از سوی مسئولان بازجویی از آنها خواسته می‌شود و فیلمبرداری از این اعترافات، مهم ترین هدف مسئولان پرونده این متهمان بوده است که در این راه برخلاف ماده 129قانون آیین دادرسی کیفری که به صراحت اعلام می‌دارد «سئوالات تلقيني يا اغفال يا اكراه و اجبار متهم ممنوع است»؛ طرح ادعای اعتراف سایر متهمان به عنوان ابزاری فریبکارانه برای اقناع متهم به اقرار علیه خود بدل شده است.

کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه با یادآوری گذشت نزدیک به یکماه از ابتدای بازداشت موقت تعدادی از دستگیرشدگان اخیر امیدوار است که این افراد مطابق قوانین کیفری موجود از حق اعتراض نسبت به تداوم بازداشت برخوردار شده و مراجع قضایی مربوطه از تمدید قرار بازداشت موقت خودداری کرده و زمینه آزادی آنان را فراهم آورند.

کمیته پی گیری بازداشت‌های خودسرانه بار دیگر نگرانی خود را نسبت به موارد زیر اعلام می‌دارد:
الف) دخالت انگیزه‌های سیاسی برخی مقامات دولتی در جهت استفاده از ابزارهای امنیتی و قضایی برای سرکوب رقبا و در نتیجه وجود شبهه جدی در استقلال مراجع قضایی مرتبط با بازداشت‌های پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی.

ب) رواج انواع شکنجه‌های جسمی و روانی به منظور اخذ اعترافات جعلی از متهمان.

ج) وضعیت سلامت و بهره‌مندی از امکانات درمانی برای کلیه بازداشت‌شدگان به ویژه افرادی که از بیماری رنج برده یا نیازمند مراقبت و نگهداری ویژه پزشکی هستند.

کمیته همچنین تاکید می‌کند که مطابق موازین قانونی مسئولیت حفظ جان و سلامت کلیه بازداشت‌شدگان برعهده مقامات قضایی می‌باشد.

+ + + + + + + + +

وضعیت بازداشت شدگان بحرانی است:
آن چه از نقض گسترده حقوق بشر در طی یک ماه گذشته در ایران اتفاق افتاده با هیچ کدام از قوانین داخلی حکومت ایران و قوانین بین المللی که ایران آن را امضا کرده و نسبت به آن تعهد دارد منطبق نیست. ضرب وشتم مردمی که به صورت مسالمت آمیز برای اعتراض به خواسته‌های‌شان به خیابان آمده بودند از بارزترین و مشهودترین نمونه‌های نقض گسترده‌ و اسفبار حقوق‌بشر در ایران است.

بازداشت چندین هزار تن از شهروندان ایران به صورت گسرتده و فله‌یی در خیابان‌ها و بازداشت صدها روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و حقوق‌بشر و نگه‌داری آنان در بدترین شرایط ممکن در زندان که همراه با رفتارهای اضایی و شکنجه‌های طاقت فرسا بوده ، باعث نگرانی‌های بسیار شده است. آن‌چه از زندان اوین و دیگر زندان‌ها هم‌چون بازداشت‌گاه‌های شاپور کمپ کهریزک و زیر زمین وزارت کشور که به «منهای چهار وزارت کشور» معروف است، گزارش می‌شود با هیچ قاموس حقوقی تعریف نمی‌شود و هیچ انسانی آن‌را در کسوت رفتار انسانی لباس عافیت نمی‌پوشاند.

زندانیان بازداشت شده به طور مداوم و هر روزه تحت شکنجه و ضرب‌وشتم و رفتارهای خشن و تحقیرآمیز قرار دارند. هتاکی ها و ناسزاها برای تحقیر زندانی، شکنجه‌ها مختلف جسمی و روحی هم‌چون بی‌خوابی برای زندانی به ویژه در زندان اوین که چند برابر بیش از ظرفیت موجود خود پذیرای زندانیان شده از جمله‌ها رفتارهای دهشت‌آوری که بر زندانیان روا می‌شود.

بر پایه ی اصل 39 قانون اساسی رژیم اسلامی «هتك حرمت و حیثیت كسی كه به حكم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت كه باشد، ممنوع و موجب مجازات است.» هم‌چنین در ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق‌بشر آمده است: «هیچکس را نباید مورد ظلم و شكنجه و رفتار یا کیفری تحقیرآمیز، موهن، یا خلاف انسانیت و شان بشر قرار داد.» هم‌چنین است اصل 23 و 32 و 36 و 37 و 38 و 39 قاون اساسی که در آن صراحتا تفتیش عقاید و بازداشت خودسرانه و شکنجه به منظور اعتراف‌گیری و رفتارهای غیر قانونی با متهمانی که اصل بر برائت آنان است را ممنوع اعلام کرده و تخطی از این قوانین را قابل پی‌گرد دانسته است. اما مدعیان قانون و کسانی که باید قانون را رعایت کنند در نهادهای مختلف امنیتی و قضایی هم‌چون بسیج و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دست به بازداشت‌های غیرقانونی می‌زنند و خودسرانه هر رفتاری که بخواهند انجام می‌دهند.

گزارش‌های دریافتی مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران از زندان‌های مختلف و بازداشت‌گاه‌هایی که بیش از ظرفیت خود زندانی دارند بسیار تکان دهنده و غیرقابل قبول است. وضعیت زندانیان زندان اوین بسیار اسفناک گزارش می‌شود. زندانیانی که از حداقل نیازهای روزمره‌ی انسانی هم‌چون غذای مناسب محروم هستند. زندانیانی که به شدت ضرب‌وشتم و شکنجه می‌شوند و هیچ رسید‌گی پزشکی برای آنان امکان‌پذیر نیست. زندانیانی که در بازداشت ‌شده اند و به علت کثرت بیش از حد زندانیان حتا بازجویی کردن و پیش بردن پرونده‌ی آنان فراموش می‌شود. زندانیانی که در سلول‌های کوچک چند نفره نگه‌داری می‌شوند و حتا برای خوابیدن مشکل دارند.

+ + + + + + + + +

تشدید تدابیر و فضای امنیتی در کردستان:
در آستانه 22 تیرماه بیستمین سالگرد ترور دکتر قاسملو از رهبران کرد، به سنت هر ساله مردم بعضی از شهرهای کردستان خود را برای یک اعتصاب آماده می کنند.

بنابه اخبار دریافتی از شهرهای مریوان، سقز و مهاباد نیروهای اطلاعات و اداره اماکن با احضار بعضی از کسبه به آنان اعلام کرده اند که حق ندارند روز دوشنبه 22 تیرماه مغازه خود را تعطیل کنند و در صورت تخلف از این موضوع مغازه آنها از سوی نهادهای ذیربط تعطیل خواهد شد.

همچنین بنا به گزارش های دریافتی از منابع غیررسمی در شهر سقز در روز شنبه نیروهای امنیتی با یورش به منازل فعالین سیاسی این شهر و بازرسی منازل، تعداد 32 شهروند و فعال سیاسی سابق را در این شهر دستگیر کرده اند. این موضوع کماکان از سوی مجموعه ی فعالان حقوق بشر در حال پیگیری است.

+ + + + + + + + +

پشتیبانی شهرهای استان کردستان از اعتراضات مردم تهران:
به گزارش دریافتی روز دوشنبه 22 تیر بیستمین سالگرد ترور دکتر قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران به دست جمهوری اسلامی است. طی یک اطلاعیه که ظرف یک ماه گذشته در سراسر شهرهای استان کردستان پخش شده است و در آن حزب دمکرات کردستان ایران از مردم برای اعتصاب سراسری و تعطیلی بازار دعوت به عمل آورده است از هم اکنون چهره اعتصاب سراسر استان کردستان را فرا گرفته است. رژیم اسلامی در همه شهرهای استان کردستان نیروهای مسلح خود را مستقر کرده است و موتور سوراران رژیم اسلامی در درون شهرها در حال رفت و آمد هستند.همچنین رژیم در اقدامی همه بازاریان را تهدید به لغو مجوز کار کرده است.

استان کردستان که در میان مردم ایران لقب سنگر مقاومت در برابر رژیم اسلامی را به خود اختصاص داده است این روزها مملو از سرباز و گارد ویژه است. در شهر ماکو نیروهای یگان ویژه مردم را تهدید به مرگ کرده اند. در شهرهای سنندج و ایلام نیز رژیم اسلامی نیروهای زیادی را مستقر کرده است. اما مردم و بازاریان مصمم به برگزاری اعتصاب در اعتراض به ترور دکتر قاسملو و آزاد اندیشان ایرانی هستند. در شهر مهاباد از هم اکنون شهر در حال آماده سازی برای روزدوشنبه و اعتصاب است. شمار زیادی از اساتید و دانشجویان کرد مقیم تهران نیز طی اطلاعیه ای از مردم برای اعتصاب سراسری دعوت کرده اند. گمان می رود این اعتصاب سرآغاز پشتیبانی بزرگ مردم استان کردستان از هم میهنان دیگر در سایر شهرها و بویژه تهران باشد.

+ + + + + + + + +

تعداد زندانی سیاسی در ایران کمتر از غرب است:
خبرگزاری حکومتی فارس: معاون اول رئیس‌جمهور با بیان اینكه با بروز بحران اقتصادی در جهان آمار خودكشی در جوامع غربی، آمریكا و ژاپن و كره جنوبی از حد متوسط بیشتر شده گفت: در حال حاضر تعداد زندانیان سیاسی، افسردگی و طلاق در جامعه ما نسبت به آنها بسیار كمتر است.

+ + + + + + + + +

انتقاد صداوسیمای رژیم از سانسور در آلمان:
در حالیکه بازپرس پرونده قتل زن مصری در آلمان اعلام کرده است که بدلیل محرمانه بودن تحقیقات تا صدور کیفرخواست نمی تواند اطلاعات پرونده را در اختیار رسانه ها قراردهد واحد مرکزی خبر وابسته به صداوسیما این اقدام را ممنوعیت انتشار اخبار خوانده ونوشت: دادستانی کل آلمان انتشار هرگونه خبری را درباره جزئیات کشته شدن مروه الشربینی را که «شهیده حجاب» نام گرفته است، ممنوع کرد.

مترجم واحد مرکزی خبر که با اشتباه سهوی یا عمدی خود موجب شده است که این خبر ده ها بار از بخش های خبری پخش و درباره آن با کارشناسان ! مصاحبه شود تفاوت بین منع مقام قضایی از فاش کردن اطلاعات داخل پرونده قبل از صدور حکم وممنوع کردن رسانه ها از نوشتن خبر وتحلیل راجع به موضوع را نفهمیده است.

مروه الشربینی که دکترای داروشناسی داشت حدود ده روز پیش هنگام حضور در دادگاهی در شهر درسدن آلمان با ضربات چاقوی یک آلمانی در برابر چشمان همسرش و پلیس آلمان به قتل رسید.

نشریه آلمانی فوکوس نیز در گزارشی نوشته است عامل قتل الشربینی برای ارتکاب این جنایت خود از پیش برنامه ریزی کرده بود.

کریستین اویناروس سخنگوی دادستانی کل آلمان روز شنبه گفت: » پیش از به جریان انداختن شکایت از متهم ، از انتشار هرگونه خبری درباره جزئیات مربوط به این جنایت قتل » جلوگیری خواهد شد.

دادستانی آلمان این سخنان را در واکنش به گزارش نشریه آلمانی فوکوس مطرح کرده است که نوشته بود متهم آلمانی اصلیتش روسی است و برای اجرای این جنایت نیز برنامه ریزی کرده بود.

سخنگوی دادستانی از توضیح درباره درستی این گزارش خودداری و تاکید کرد با توجه به اینکه تحقیقات ادامه دارد از بیان هرگونه جزئیاتی در این مورد جلوگیری خواهد شد.

فرد متهم که راستگرای افراطی است روز اول ژوئیه به شهروند مصری در سالن دادگاهی در شهر درسدن با چاقو حمله کرد.

این دادگاه پس از اثبات اتهام اهانت به الشربینی به دست قاتلش، در حال رسیدگی به شکایت شاکی بود.

+ + + + + + + + +

مسلمان مصری و مسلمانان چینی:
روزنامه اعتمادملی: 20/04/88-شریعتمداری در روزنامه كیهان: از جمهوری اسلامی ایران كه پرچمدار نهضت جهانی اسلام است انتظار می‌رود در اخراج سفیر دولت فاشیست آلمان پیشگام باشد.
20/04/88- روزنامه جوان: تشییع جنازه نمادین شهیده حجاب در تهران/خشونت در زرورق دموكراسی
20/04/88 – روزنامه ایران: با افزایش هراس از واكنش‌های احتمالی مسلمانان، تدابیر امنیتی شدیدی در حمایت از مراكز و سفارت آلمان در قاهره اتخاذ شده است.
17/04/88- كیهان: ناآرامی‌ها و تظاهرات خشونت‌آمیز ضددولتی در غرب چین همچنان ادامه دارد.
16/04/88 – كیهان: دولت چین ریشه ناآرامی‌های منطقه سین‌كیانگ را در تحركات تجزیه‌طلبانه دانست.
16/04/88- وطن امروز: دولت چین معتقد است این ناآرامی‌ها، كار نیروهای افراطی خارجی است.

+ + + + + + + + +

یورش به منازل مردم برای جمع آوری دیش های ماهواره:
دور جدید جمع آوری دیش های ماهواره از روز شنبه در مناطقی از تهران آغاز شد. بر این پایه نیروی انتظامی روز شنبه با مراجعه به منازل واقع در منطقه امیرآباد و سیدخندان (خواجه عبدالله انصاری)، اقدام به جمع آوری ماهواره از منازل کرد.

+ + + + + + + + +

اسلامی كردن دانشگاه‌ها:
مشاور رئیس نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاه‌ها تاكید كرد: یكی از مهم‌ترین ماموریت‌های كارگروه حفظ و صیانت از سیرت نظام، برخورد محتوایی با موضوع اسلامی كردن دانشگاه‌ها به عنوان تاثیرگذارترین مراكز در تحولات كشور و نبض تپنده جریان‌های فكری است.

به گزارش خبرگزاری فارس، حسین شفیعی با بیان اینكه به زودی جلسات كارگروه صیانت از سیرت نظام، شكل منظمی به خود خواهد گرفت، افزود: پیش از برگزاری انتخابات مقرر شد با مشاركت مشاوران نهاد و معاونان فرهنگی و سیاسی جلسات كارگروه شكل گیرد، اما به دلیل اهمیت موضوع انتخابات، این كار به بعد از برگزاری این رقابت‌ها موكول شد.»

+ + + + + + + + +

برپایی اردوی بسیج سازندگی در زادگاه احمدی‌نژاد:
اردوی سازندگی بسیجیان تهران بزرگ امسال در زادگاه محمود احمدی‌نژاد برپا شد.
مراسم افتتاح اردوهای بسیج سازندگی تابستان 88 در شهرستان گرمسار واقع در استان سمنان با حضور پاسدار احمد ذوالقدر جانشین فرمانده سپاه تهران بزرگ برگزار شد.

+ + + + + + + + +

فیروزآبادی؛ فکر می کنند علیه ما شعار بدهند عقب‌نشینی می‌كنیم خدا ما را انتخاب كرده كه در برابر دشمنان اسلام جانمان را فدا كنیم:

پاسدارحسن فیروزآبادی، رییس ستاد كل نیروهای مسلح، گفت: سفارش كتاب حكیم مجید الهی به ما این است؛ و الذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم … لباس نظامی در نظام جمهوری اسلامی كه حكومت قرآن است، لباس با پیغمبر بودن است،‌ لباس خدمت به ولایت فقیه و مردم است، ما می‌دانیم كه خدای متعال ما را انتخاب كرده كه در برابر دشمنان اسلام، جان‌مان را فدا كنیم. بعضی فكر می‌كنند كه اگر علیه ما شعار بدهند ما كوتاه می‌آئیم، جا می‌زنیم، عقب‌نشینی می‌كنیم. ما آمده‌ایم كه جان‌مام را فدا كنیم و در دوران دفاع مقدس این را نشان دادیم. ما آمده‌ایم كه خودمان، خانواده‌های‌مان، همه نعمت‌هایی كه خدا به ما داده حتی آبروی‌مان را به پیروی از رهبر عزیزمان برای اسلام، و ملت مسلمان و محب علی بن‌ابیطالب و ارزش‌های كتاب خدا فدا كنیم و درجات بالاتر در این تصمیم، مصمم‌تر و قاطع‌ترند.

فیروزآبادی: آمده‌است كه جانش را فدا كند …
مزدوران هم اندیش فیروزآبادی کشور را با میدان جنگ اشتباه گرفته اند. اسلحه بدست گرفتن و آتش گشودن بر روی مردم غیر مسلح، آن هم بر روی پیر مردان و زنان، کودکان و سینه جوانان غیر مسلح را نشانه گرفتن هنر نیست. اما بدان بزودی فرزندان راستین ایران تو و تمامی جرثومه هائی ترسوئی مانند تو را به درک خواهند فرستاد.

+ + + + + + + + +

رنج نامه فیروزآبادی خطاب به امام زمان:
مهدی جان سلام! خوبی؟ اکنون که قلم در دست گرفته ام و برای تو می نویسم حالم بدجوری گرفته و حدود 3 هفته است که نان سنگگ درسته از گلوی من پایین نرفته است و گمان کنم بین 5 تا 6 کیلو لاغر شدم. قبل از انتخابات به این «محمود مخ نهفته» گفتم اگر می خواهید تقلب کنید آمار را جوری درست کنید که تابلو نشود نمی دانم کدام احمقی نشست این گند را به صندوق ها زد.

مهدی جان، آقا جان! آبرو ریزی در انتخابات به درک، اما سال هاست که حرف نایب بر حق تو سید علی با ضرب و زور فصل الخطاب بود، شرمسارم که می گویم؛ اما گویا عمامه ایشان پشم سابق را ندارد یا اینکه به مرور زمان ریخته است، چون بازهم این خس ها و خاشاک ها و آشوبگران از خدا بی خبر فرمایشات آن مقام عزلی را به فلان خویش دایورت Divert کردند باز به خیابان ریختند. آن عده جنگلی هایی را که در بسیج و سپاه قدس و المهدی استخدام کردیم اندازه مترسک مزرعه های هویج اطراف ورامین هم کاربرد نداشتند.

آقاجان! قربانت بروم!درد و بلایت در سر من! زودتر بیا اوضاع خوب نیست. سفارتخانه های کفار مستقر در بلاد اسلام را اخراج کردیم، خبرنگاران اجنبی را چزاندیم، اشک آور ول دادیم، گلوله زدیم، اوین از زیر زمین تا خرپشته پر از خس و خاشاک شده شرایط ظهور مهیاست بیا دیگه!

+ + + + + + + + +

این روزها همه اسلام را یاری می دهند!:
این گل واژه گوهربار از زبان مسعود ده نمکی تلاوت شده : «من خاطرم هست آقای رفیق‌دوست تعریف می‌کرد که روز 12 بهمن 57 در جنوب شهر یکی از همین لات‌ها خودش را می چسباند به شیشه بلیزر و جلوی امام ره شروع می‌کند به فحش بد دادن به شاه و رژیم گذشته. رفیق‌دوست می‌گفت: من به این طرف می‌گفتم نگو، جلوی امام زشت است، اما امام گفت: چیزی نگو، ایشان هم اینجوری اسلام را یاری می‌کند…»

این رو برای این گفتم تا دوستان عزیزم بدونن این فحش ها و الفاظ و القابی که این روزها نثار مسؤولان نظام می کنن، همه و همه درراه یاری به اسلام هزینه میشه و نه تنها گناه نداره بلکه از اجر و ثواب دنیوی و اخروی هم برخورداره.

+ + + + + + + + +

اعتراف؛ اعتیاد نیروهای مسلح رژیم اسلامی به مواد مخدر:
خبرگزاری حکومتی فارس: رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح پیش از ظهر امروز در همایش استانی پیشگیری از وقوع جرم در نیرو‌های مسلح كه در سالن انصار فرماندهی نیروی انتظامی استان قم برگزار شد، در سخنانی اظهار داشت: انسان ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های بسیاری دارد.

حجت‌الاسلام و‌المسلمین علی نیك‌نهاد تصریح كرد: ما باید تلاش كنیم تا انسان را در مسیر درستی تربیت كنیم. خداوند برای تربیت بشر ‌مسیری را تعیین كرده است و در آن مسیر پیامبران و قرآن را قرار داده است.

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح افزود:‌ متاسفانه امروز مواد مخدر نیروهای مسلح ما را تهدید می‌كند و ما باید برای پیشگیری و مقابله با این تهدید راهكار‌های لازم را اتخاذ كنیم. ما باید نیرو‌های متخصص را به كار بگیریم تا بتوانیم راه‌های مقابله با تهدیدات را پیدا كنیم.

+ + + + + + + + +

عضو حزب موتلفه؛ نباید در امور داخلی چین دخالت كنیم:
حمید رضا ترقی عضو حزب موتلفه در گفتگو با خبر‌آنلا‌ین گفت: به نظر می‌رسد موضوع كشتار مسلمانان چین با توطئه آمریكا برای انجام یك انقلاب رنگین در چین؛ ‌ادغام شده است. یعنی آمریكایی‌ها همانند حمایتی كه از جدایی‌طلبان تبت داشته‌اند؛ در حال‌حاضر ‌هم دارند در این موضوع دخالت می‌كنند و ما می‌توانیم جاپای آمریكا را ببینیم كه این امر نشان می‌دهد ‌آنها قصد دارند تا حمایت چین از ایران در برنامه هسته‌ای‌اش را با حمایت از این آشوب‌ها؛ تلافی كنند. لذا ‌به نظر می‌رسد موضوع بسیار پیچیده‌تر از كشتار مسلمان‌ها باشد. ‌‌ما وظیفه‌مان این است كه از مسلمان‌ها در سراسر جهان حمایت كنیم و اگر مورد ظلم قرار گرفتند اعتراض كنیم.‌ البته باید توجه ‌داشت كه این واكنش جنبه دخالت در امور داخلی چین پیدا نكند. (برادر عسگر اولادی، بنییان گذار حزب موتلفه، رئیس اطاق بازرگانی ایران و چین است)

+ + + + + + + + +

بحران آگهى در صدا و سیما:
رکود حاکم بر بخش‌هاى مختلف اقتصادى به «آگهى‌هاى صداوسیما» نیزرسید. با گذشت حدود یک ماه از انتخابات ریاست جمهورى دهم در ایران، پس‌لرزه‌هاى این انتخابات به آگهى‌هاى تلویزیون دولتى کشور سرایت کرده است. شاید آنهایى که بیننده سریال کره‌اى «افسانه جومونگ» بوده‌اند، این روزها آگهى‌هاى میان برنامه این سریال را دیده‌اند که با افت شدیدى مواجه شده است. اگرچه صداوسیماى دولتى ایران به صورت انحصارى عمل کرده و هیچ‌گاه آمار مشخصى از میزان درآمدها و تعداد آگهى‌هاى بازرگانى خود منتشر نمى‌کند، اما حتى مخاطبان برخى برنامه‌هاى تلویزیون ایران نیز، کاهش حجم آگهى‌هاى رادیو و تلویزیون را حس کرده‌اند و با مقایسه آگهى‌هاى میان برنامه سریال‌هاى پربیننده در ماهى که گذشت با سال پیش، ‌به خوبى به آن پى مى‌برند اما مشکل صداوسیما از کجا شروع شده است؟

+ + + + + + + + +

آه و فغان باند احمدی نژاد از تحریم شرکت نوکیا:
سایت حکومتی جهان نیوز نزدیک به باند احمدی نژاد: روزنامه اعتماد ملی در شماره روز شنبه خود با تیتر بزرگ نوشت: فروش گوشی های نوکیا به نصف کاهش یافت. آگهی روزنامه اعتماد ملی برای پائین کشیدن کرکره بازار نیمه تعطیل نوکیا به نفع رقبای تجاریش بوده است. گردانندگان روزنامه اعتماد ملی چندی است در ابتکاری جالب بدون درج آگهی مستقیم تبلیغاتی، در قالب خبر یا تحلیل به صورت غیر مستقیم، کالاهای تجاری شرکت های طرف قرار داد خود را تبلیغ می کنند.

+ + + + + + + + +

اعتراف‌گیری:
روزنامه اعتمادملی تصمیم گرفته بخشی از اعترافات گرفته شده از برخی افراد را منتشر كند. آقای ‍‍[...] كه [...] هست به عوامل[...] دستور داد [...] می‌شود به خوابگاه [...] در خیابان [...] تهران [...] كرد. متاسفانه چاپ كامل اعترافات این فرد می‌تواند تبعات بسیاری برای روزنامه و كاركنانش داشته باشد بنابراین با درج پارازیت روی اعترافات وی اجازه سوء استفاده از آن داده نشد.

+ + + + + + + + +

اورانیوم ضعیف شده در هوای تهران؟!
مدیر عامل شركت كنترل كیفیت هوای تهران از ناسالم بودن شاخص کیفیت هوای شهر تهران و افزایش غلظت آلاینده‌ ذرات معلق خبر داد.

دکتر رشیدی مدیر عامل شركت كنترل كیفیت هوای تهران در گفتگو با خبرنگار«فردا» تاکید کرد: شاخص کیفیت هوا با توجه به استانداردهای وزارت بهداشت هم‌چنان در شرایط هشدار است و باید هر چه سریعتر برای جلوگیری از ورود گرد و خاک اقدامی جدی صورت گیرد.

وی در خصوص این مطلب که در پی ایجاد پدیده گرد و غبار در عراق و حرکت ان به مرزها و داخل ایران ، موضوع آلودگی های ناشی از اورانیوم ضعیف شده مطرح است گفت: پاسخ به این سوال نیاز به آنالیز و آزمایشهای متعدد دارد اما بررسی‌های انجام شده تاکنون نشان داده که پدیده گرد و غبار، آلودگی ناشی از اورانیوم ضعیف شده به همراه نداشته است.

مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران همچنین با بیان اینکه ایجاد کمربند سبز در حل این معضل نمی‌تواند کمک چندانی نماید یادآور شد: اگر ایجاد فشار و بروز گردو غبار در اطراف تهران بود شاید طرح این موضوع می‌توانست کمکی نماید ولی از آنجاییکه این مسئله در اتمسفر بالا صورت گرفته است کمربند سبز تاثیری در حل آن نخواهد داشت.

وی در پایان منبع آلودگی را تغییر مسیر رودخانه های شمال غرب عراق، تبدیل مراتع به زمین های کشاورزی و خشک شدن تالاب های جنوب در بخش هور دانست.

+ + + + + + + + +

گرد و غبار اخیر و آلودگی هوا شماری را کشت:
پس از آلودگي هوا در روز هاي سرد زمستان و بروز وارونگي هوا که بسياري از بيماران قلبي و تنفسي را راهي بيمارستان مي کرد، اين بار اين گرد و غبار است که جان تهراني ها را در دست گرفته است. با شدت يافتن ريزگردها در چند روز گذشته، 15 شهروند تهراني در روز چهارشنبه در کمتر از شش ساعت بر اثر ايست قلبي و مشکلات تنفسي جان باختند. بازپرس کشيک قتل پايتخت اذعان داشت؛ روز چهارشنبه از ساعت 7 صبح تا ساعت 13، تعداد 15 فقره فوت بر اثر ايست قلبي و مشکلات تنفسي اعلام شد که جهت انجام تشريفات قضايي مربوط به مرگ، دستورات قضايي لازم را در اين زمينه صادر کرديم.

+ + + + + + + + +

مرمت غیركارشناسی پل خواجو:
مدتی است که سازمان میراث فرهنگی اصفهان برای مرمت و ساماندهی پل خواجو، پله های سنگی این پل را که متعلق به دوره صفوی می باشد، تخریب کرده و بدون توجه به نظر کارشناسان به جای نگه داشتن این سنگ های با ارزش آنان را برای ساختن یک بستر سنگی در کف رودخانه دفن می کنند. بر روی این سنگ ها علامت های حجاران دوره صفوی حک شده است و دارای ارزش بسیاری می باشند و با تغییر آنان مطمئناً هویت پل خواجو را زیر سوال می برند. این در حالی است که استادان مرمت براین باورند پله ها را باید به روش بندکِشی مرمت می کردند نه اینکه اقدام به بازسازی آن کنند. سکوهای پل خواجو، این بناهای 400 ساله اصفهان که انتقال دهنده تاریخ بود اکنون در زیر بیل و کلنگ کارگران تخریب می شوند.

+ + + + + + + + +

تحلیلگران خارجی؛ تظاهرات 18 تیر سازمان یافته تر بود:
خبرنگار ارشد شبکه تلویزیونی ام. اس .ان. بی. سی که هنگام برگزاری انتخابات در ایران بود، در باره تظاهرات روز 18 تیر در تهران گفت، به نظر می رسد تظاهرکنندگان دارند از یک تاكتیک جدید استفاده می کنند. ما آنها را سازمان یافته تر دیدیم، آنها قادر به برقرارى ارتباط با یکدیگر بودند. به نظر می رسد اقدامات آنها هماهنگ شده بود. آنها در دسته های كوچک به خیابان آمدند، دویست یا سیصد نفرى. من فكر مى كنم كه این اقدام آنها نشانه ای از تاكتیک بزن و در رو بود. آنها جمع مى شدند، در برابر خشونت ها عقب مى كشیدند، و دو باره به صحنه می آمدند. این نشانه ای از یک تاکتیک جدید است. بسیارى چنین تصور مى كردند كه جنبش مخالفان و تظاهرات خیابانى تمام شده است. به طور واقعى هم در یازده روز اخیر خیابان هاى تهران تقریبا ساكت بود. اما تظاهرات روز پنج شنبه نشان داد که جنبش زنده است.

روزنامه گاردین چاپ انگلستان نیز در مورد تظاهرات روز 18 تیر تهران نوشت، دولت نتوانست جلوی برگزاری تظاهرات را در این روز بگیرد. نکنه جالب این است كه دولت نیروى كافى براى مهار وضعیت در خیابان های تهران را ندارد، چرا كه باید كنترل شهرهای دیگر را هم انجام دهد.

+ + + + + + + + +

روزنامه لوموند : مخالفان ایرانی تحت شکنجه های خشونت بار قرار دارند:
دیده بان حقوق بشر رژیم اسلامی را متهم کرد که برای کسب اعترافات دستگیرشدگان آنها را تحت شکنجه های شدید مانند بازجویی های پایان ناپذیر، محروم سازی از خوابیدن، محروم کردن زندانی از غذا و ضرب وشتم قرار می دهد. یک نوجوان 17 ساله که روز 27 ژوئن دستگیر شده و روز 1 ژوئیه آزاد شده است می گوید وی را وادار ساخته اند 48 ساعت بدون خوابیدن سرپا بیاستد. در بین بازداشت شدگان بچه های 17 ساله و پیرمردهای 70 ساله حضور داشته اند.

+ + + + + + + + +

لس آنجلس تايمز؛ مرد 60 ساله: تظاهرات ادامه می یابد:
لس آنجلس تايمز: بحران سياسى ايران وارد چهارمين هفته خود مى شود. روز پنجشنبه رويارويی های خشونت ‌آميزى در مركز تهران رخ داد. تظاهرکنندگان در برابر نيروهاى امنيتى که چماقهاى خود را در هوا تكان مى دادند، می گفتند مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر مجتبی خامنه ای. مجتبی پسر خامنه اى است كه گفته مى شود پشت سركوب ها قرار دارد و می خواهد جای پدرش را بگیرد. یک مرد 60 ساله که در تظاهرات حضور داشت گفت، تظاهرات ضد دولتی ادامه خواهد داشت. آنها جوانان عزيز ما را كشته اند. چطور مى توانيم آنها را ببخشيم؟ یک جوان 28 ساله نیز گفت، ما منتظر بازتاب رويداد امروز (18 تیر) در رسانه هاى بين المللى هستيم. سپس با دوستان خود جمع مى شويم و برای طرح تظاهرات بعدی تصمیم می گیریم.

+ + + + + + + + +

اتحادیه اروپا گاز ایران را تحریم کرد:
برپایه تصمیم سیاسی اتحادیه اروپا و با وجود دلایل اقتصادی بی شمار، این اتحادیه گاز ایران را تحریم کرد.

توافق نامه «نوباکو» روز دوشنبه با حضور سران کشورهای اتحادیه اروپایی، کشورهای آسیای میانه و با حضور مهمانانی چون عراق، سوریه، گرجستان و مصر رسما امضا خواهد شد.

با وجود اینکه خط لوله کنونی ایران به ترکیه برای تامین گاز اروپا کاملا آماده و به صرفه اقتصادی است، اتحادیه اروپا تصمیم به تحریم گاز ایران گرفته است.

اسامی برخی بازداشت شدگان انها رو فراموش نکنید

تجمع خانواده های دستگیر شدگان در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین:
بنابر گزارشات رسیده از ساعت 08:00 بامداد روز شنبه 20 تیرماه صدها تن از خانواده های دستگیرشدگان 18 تیر و سایر خانواده زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند. خانواده های دستگیر شدگان 18 تیر و سایر خانواده های زندانیان خواستار آگاهی یافتن از وضعیت و شرایط عزیزان خود و آزادی آنان شده اند. خانواده از محل بازداشت عزیزانشان و وضعیت آنها بی خبر هستند. گفته می شود در اعتراضات 18 تیر بیش از 100 تن دستگیر شده اند که شمارزیادی از آنان را زنان تشکیل می دهند.

دستگیر شدگان ابتدا به کلانتری 148، آگاهی شاپور و ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و نقاط دیگر منتقل شدند. ولی از سرنوشت و محل بازداشت کنونی آنان خبری در دست نیست. بازداشتگاه های یادشده از محل های شکنجه ی وحشیانه ی دستگیر شدگان می باشد. بویژه بازجوئی ها در کلانتری 148 منجر به مرگ دستگیر شدگان در زیر شکنجه شده که در اطلاعیه های پیشین نام های شماری از قربانیان ذکر شده است.

دادگاه انقلاب از تایید اسامی دستگیر شدگان روز پنجشنبه 18 تیر خودداری می کند و حاضر به پاسخگوی در مورد وضعیت بازداشت شدگان نیست. خانواده ها در درون و بیرون دادگاه انقلاب در انتظار روشن شدن وضعیت عزیزانشان هستند. تنها پاسخی که دادگاه انقلاب به این خانواده ها می دهد «بروید خود ما به شما خبر خواهیم داد.»

از سوی دیگر شماری از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شده اند. تا از حرکت های اعتراضی خانواده ها جلوگیری کنند.

لیست نام های شماری از دستگیر شدگان روز پنجشنبه 18 تیر ماه که مکان نگهداری آنان هنوز نامشخص می باشد به آگاهی می رسد:

1- محمد رضا محمودی 24 ساله لیسانس شیمی، مکان بازداشت امیر آباد

2- سارا یدالهی 26 ساله دیپلم، مکان بازداشت انقلاب

3- بهاره باقرپناه 23 ساله فوق دیپلم كامپیوتر، مکان بازداشت خیابان 16 آذر

4- وحید مددی 21 ساله دانشجوی تاریخ، مکان بازداشت انقلاب

5- سینا محمدی 19 ساله دیپلم، مکان بازداشت كارگر شمالی

6- صادق احمدی 28 ساله لیسانس عمران مکان بازداشت انقلاب

7- حشمت شریفی 23 ساله دیپلم و شغل آزاد، مکان بازداشت جمالزاده

8- محمد آزادی 21 ساله دانشجو، مکان بازداشت امیر آباد

9- محسن كریمی 18 ساله محصل، مکان بازداشت امیر آباد

10- مینا رستگار 22 ساله منشی، مکان بازداشت خیابان پهلوی

11- احد وفازاد 31 ساله شغل آزاد – كتابفروش، مکان بازداشت انقلاب

12- مرتضی تاكستانی 26 ساله لیسانس ریاضی محض، كارمند، مکان بازداشت خیابان وصال

13- رضا یونسی 29 ساله لیسانس شیمی شغل آزاد، مکان بازداشت انقلاب

14- بهادر كلاهی 24 ساله لیسانس حسابداری كارمند شركت خصوصی، مکان بازداشت امیرآباد

15- مختار قاسمی 23 ساله فوق دیپلم عمران، مکان بازداشت انقلاب

16- حامد میرزاخانی 22 ساله فوق دیپلم كامپیوتر- طراحی، مکان بازداشت امیر آباد

17- سعید صباغی 19 ساله محصل

18- جلال نوری 30 ساله شغل آزاد، مکان بازداشت خیابان كارون

19- آیدین میرزایی 25 ساله شغل آزاد دیپلم، مکان بازداشت كارگر

20- حسین صفری 20 ساله دانشجو، مکان بازداشت انقلاب

21- فرزانه ابوالقاسمی 24 ساله لیسانس روانشناسی، مکان بازداشت امیر آباد

22- ایمان جلالی جعفری 22 ساله دانشجو

23- امید محمدی 26 ساله شغل آزاد، مکان بازداشت انقلاب

24- نادر عباسی 27 ساله لیسانس كشاورزی، مکان بازداشت امیر آباد

25- وحید شاهدی 22 ساله شغل آزاد، مکان بازداشت خیابان 16 آذر

26- عبدالحمید باغبانی 32 ساله فوق دیپلم برق، مکان بازداشت كارگر

27- معین منصوری 22 ساله فوق دیپلم، مکان بازداشت كارگر

28- متین حسینی 19 ساله دانشجو و طراح، مکان بازداشت انقلاب

29- عرفان علیداش 25 ساله لیسانس ریاضی و كتاب فروش، مکان بازداشت انقلاب

30- حسین حسنی 26 ساله لیسانس ادبیات عرب، مکان بازداشت خیابان ابوریحان

31- محمد رضا پاشایی 26 ساله دیپلم شغل آزاد، مکان بازداشت امیر آباد

32- علیرضا حسامی 23 ساله فوق دیپلم كامپیوتر

33- مصطفی مجیدی 27 ساله لیسانس مدیریت، مکان بازداشت انقلاب

34- آرش رادپور 29 ساله شغل آزاد، مکان بازداشت جمالزاده

35- مسعود قاضی 20 ساله شغل آزاد، مکان بازداشت امیر آباد

36- محمد امیر امینی 26 ساله، مکان بازداشت انقلاب

37- محمد رضا فرضی متولد 1358 فرزند ابراهیم

یادآوری می شود؛ تمامی بازداشت شدگان در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارند. از این رو پشتیبانی اززندانیان سیاسی دربند و همچنین انجام اقداماتی برای آزادی هرچه سریعتر و بیدرنگ تمامی آنان در کشور بایستی است.

+ + + + + + + + +

لیست تکمیلی بازداشت شدگان – شماره یک:
در ادامه گزارش ویژه مجموعه فعالان حقوق بشر با نام «خرداد خونین» که در مورخه 14 تیرماه منتشر شد و نام های 700 بازداشتی و 34 جانباخته را به همراه داشت، لیست 55 نفره ذیل بعنوان لیست تکمیلی شماره 1 از افراد بازداشت یا شناسایی شده اخیر منتشر می شود

هفت بازداشت شده در قزوین مورخه 12 تیرماه و هشت کارمند سفارت انگلستان مورخه 12 تیرماه که هویت آنان احراز نشده است در این لیست ذکر نام نشده اند، همچنین لازم به ذکر است بنابر گزارشات دریافتی فردی به نام حمید مداح شورچه از اعضای ستاد مهندس موسوی در شهر مشهد پس از درگیری در تحصن مسجد گوهرشاد در مورخه 12 تیرماه و درپی آسیب های وارده از شکنجه جان خود را از دست داد.

خاطر نشان می شود، به رغم گفته های دادستان کل کشور مبنی بر تداوم بازداشت 500 بازداشت شده وقایع پس از انتخابات در ایران، منابع آگاه آمار حقیقی شهروندان در بازداشت مانده را بسیار بیش از این تعداد برآورد می کنند.

نام ها به ترتیب حروف الفبا:

1. آرش گیتی – 1388/3/26 – فعال دانشجویی دانشگاه زنجان

2. احمد نصرتی – 1388/4/3 – میدان بهارستان – كارمند شهرداری – زندان اوین

3. اشکان رحمانی – 1388/3/24 – ونک – کتابفروش – زندان اوین

4. اقبال رشیدی – 1388/4/18 – سقز – مدیر موسسه تبلیغاتی نویسا

5. امیر حسین شمشادی – زندان اوین

6. امیر رئیسیان – 1388/4/17

7. امید سلیمی – 1388/3/25 – دبیر سابق بخش فرهنگی روزنامه نصف جهان در اصفهان

8. امین میرزایی – 1388/3/30 – میدان جمهوری – کارمند – زندان اوین

9. باقر یونسیان – 1388/3/30 – چهار راه ولیعصر – کتابفروش – زندان اوین

10. پژمان بختیاری – 1388/3/30 – خیابان آزادی – مدرس – زندان اوین

11. جلال محمد لو – 1388/4/14 – عضو جبهه مشارکت -

12. حامد محمدی – 1388/4/4 -

13. حسام سلامت – 1388/3/30 – دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران

14. حسام قربانی – 1388/3/25 – میدان انقلاب – دانشجوی گرافیک – زندان اوین

15. حسین عبدالهی – 1388/3/25 – خیابان آزادی – زندان اوین

16. حسین علمی – 1388/3/28 – میدان توپخانه – زندان اوین

17. سارا صباغیان – 1388/4/17 – آزاد شد

18. سروش صائمی – 1388/3/30 – خیابان آزادی – دانشجو دانشگاه آزاد – کمپ کهریزک

19. سهند نواری – 1388/4/12 – کمپ کهریزک

20. سینا بذرفروش – 1388/3/26 – ونک – زندان اوین

21. شاهین آقا بیگی – 1388/4/1 – شغل آزاد – زندان اوین

22. صابر ابراهیمی – 1388/3/24 – میدان ولیعصر – زندان اوین

23. صادق حبیبی – 1388/3/30 – خیابان آزادی – جوشکار – زندان اوین

24. علی اجاقی – 1388/4/17 – اصفهان – دبیر انجمن اسلامی دانشجویان اصفهان

25. علی قاسمی – 1388/3/26 – فعال دانشجویی دانشگاه زنجان – آزاد شد

26. علیرضا اصغری – 1388/3/31 – كارمند – زندان اوین

27. عیسی سحرخیز – 1388/4/13 – روزنامه نگار و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات

28. فرهاد رحیمی – 1388/3/30 – میدان آزادی – دانشجوی عمران دانشگاه آزاد – زندان اوین

29. فیض الله عرب سرخی – 1388/4/15 – عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

30. کاظم بابایی – 1388/3/30 – میدان انقلاب – زندان اوین

31. کاوه مظفری – 1388/4/18 – عضو کمپین یک میلیون امضا

32. کلوتیلد رایس – 1388/4/9 – فرودگاه خمینی – مدرس دانشگاه اصفهان – تبعه فرانسه

33. كامران نجفی – 1388/3/27 – ونک – مترجم – زندان اوین

34. مازیار نوروزی – 1388/4/4 – میدان ولیعصر – زندان اوین

35. مجتبی موسوی – 1388/4/14 – اهواز – عضو جبهه ملی ایران

36. محمد اسماعیل زاده – 1388/4/17 – فعال دانشجویی – زندان بابل

37. محمد تقی نعمتی – 1388/3/30 – منطقه یادگار امام – دانشجوی حسابداری – زندان اوین

38. محمد رضا یزدان پناه – 1388/4/17 – عضو جبهه مشارکت -

39. محمد سلطانی – 1388/3/27 – خیابان شریعتی – محصل – زندان اوین

40. محمد علی دادخواه – 1388/4/17 – عضو کانون مدافعان حقوق بشر -

41. محمد كاظم كریمی – 1388/3/30 – خیابان ولیعصر – شغل تایپیست – زندان اوین

42. محمد مهدی خانی – 1388/4/3 – بهارستان – زندان اوین

43. مرتضی رادمنش – 1388/4/3 – پارک لاله – کارمند – زندان اوین

44. مسعود باستانی – 1388/4/14 – سردبیر سایت جمهوریت -

45. مسعود گرامی – 1388/3/25 – هفت تیر – زندان اوین

46. مسعود محمدی – 1388/3/31 – خیابان نصرت – كارمند اداره برق – زندان اوین

47. مسلم دلشاد – دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران – زندان اوین

48. مصطفی قادر پناه – 1388/3/26 – میدان ولیعصر – برقکار – زندان اوین

49. معین یوسفی – 1388/3/25 – میدان انقلاب – زندان اوین

50. ملیحه دادخواه – 1388/4/17 – آزاد شد

51. نادر وحیدی – 1388/3/30 – خیابان آزادی – کارمند – زندان اوین

52. هاره دولو – 1388/4/17 – آزاد شد

53. همایون سربازی – 1388/3/30 – خیابان آزادی – کمپ کهریزک

54. یونس سعادتی – 1388/3/30 – خیابان آزادی – کمپ کهریزک

55. نیما کوکلانی – 1388/4/18 – میدان انقلاب – خواننده رپ

+ + + + + + + + +

گزارش آخرین وضعیت بازداشت شدگان روز 18 تیرماه تهران:
بنابر اعلام دفتر دادستانی به خانواده های پیگیر وضعیت فرزندان خود تاکنون جمعاً در 18 تیرماه در شهر تهران 197 تن از شهروندان بازداشت شده اند که علاوه بر زندان اوین بسیاری از آنان به کمپ کهریزک منتقل شدند.

معاونت امنیت با چسباندن اطلاعیه ای بر روی تابلو اعلانات دادگاه از خانواده های بازداشت شدگان 18 تیرماه خواسته است که برای پیگیری وضعیت فرزندان خود از 28 تیر به دادگاه مراجعه نمایند.

همچنین شایان ذکر است روز آدینه وشنبه بسیاری از بازداشت شدگان 18 تیر، از زندان اوین با خانواده های خود تماس گرفتند. هر چند در بازداشت های اخیر، علاوه بر زندان اوین از کمپ کهریزک نیز استفاده می شود که حضور افراد در این کمپ و شرایط نگه داری و بی خبری بر نگرانی درباره وضعیت بازداشتی ها می افزاید.

نام های 90 شهروند بازداشت شده در 18 تیرماه به ترتیب حروف الفبا:

1. آرش خرمیان – فرزند هاشم

2. آرش نیک فر – فرزند علیرضا

3. احسان حسینی – فرزند مسعود

4. احسان شمس آبادی – فرزند هاشم

5. احمد کوثری – فرزند علی اصغر

6. احمدرضا پولادی – فرزند محمدرضا

7. اصغر پویافر – فرزند نورالدین

8. افرا روشنی – فرزند محمود

9. اکرم عسگری – فرزند جمشید

10. امان ا… فولادوند – فرزند جم

11. امیر قاسمی – فرزند محمد حسین

12. امیر محمد ردایی – فرزند مصطفی

13. امیر نوری فرد – فرزند مهدی

14. ایمان حسنی – فرزند منصور

15. بهرام بابایی – فرزند کریم

16. بی بی هاشمی – فرزند آقا محمود

17. بی تا خاک نگار – فرزند سعید

18. پوریا خوانساری – فرزند حشمت ا…

19. پوریا رستمی پور – فرزند کرامت

20. پویا بیک زاده – فرزند ناصر

21. توحید بیگی – فرزند محمد حسین

22. حامد صابونی – فرزند کاظم

23. حجت کریمی قمبوانی – فرزند عباسعلی

24. حسین صفا – فرزند علی اکبر

25. حسین فرجی – فرزند احمد

26. حسین مبری – فرزند علی

27. حمیدرضا مسعودی – فرزند صمد

28. دارا رسولی – فرزند کریم

29. رضا طاهری – فرزند ابراهیم

30. رهام امیری فر – فرزند علیرضا

31. زهرا مرادی – فرزند علی

32. سجاد جلالی – فرزند محمد

33. سعید بهرادی – فرزند حبیب ا…

34. سعید حیدری – فرزند علی اکبر

35. سعید سلطانی – فرزند حمید

36. سعید گرایلی – فرزند غلامحسین

37. سکینه آرابی – فرزند غلام رضا

38. سوری ابراهیمی – فرزند حشمت

39. حسام الدین پورصرافی – فرزند حسن

40. حمید موسوی – فرزند محمد

41. علی اکبر فردنژاد – فرزند محمد علی

42. کوروش خراسانی – فرزند یونس

43. محمدرضا حسینی – فرزند محسن

44. شایان آبیارعلی آباد – فرزند سهراب

45. شروین پارسی – دانشجوی دانشگاه زنجان

46. شهرام حلاج نیشابوری – فرزند مرتضی

47. علی ابریشمی – فرزند رضا

48. علی عبدا… زاده – فرزند آصف

49. علی کاظم زاده – فرزند مصدق

50. علیرضا زجاجی قمی – فرزند علی اکبر

51. علیرضا قربانزاده – فرزند غلامرضا

52. عماد خیاطی – فرزند محمد

53. عمار قمی – فرزند حسین

54. فخری مریزاده – فرزند علی محمد

55. فرانک خود نگاه – فرزند ملاداداش

56. فرهاد لشگری – فرزند ابوالفضل

57. فلورانس حاجبی – فرزند حسن

58. فهیمه السادات راد تهرانی – فرزند اسماعیل

59. قاسم محمدی – فرزند عباس علی

60. کاوه مظفری – عضو کمپین یک میلیون امضا

61. مجتبی راهنما – فرزند حسنعلی

62. مجید قربانی – فرزند علی

63. محمد تکاورصیاد – فرزند عزیز ا…

64. محمد حسی اتیقه چی – فرزند محمد رضا

65. محمد رضا فرضی – فرزند ابراهیم

66. محمد رضا مارال پور – فرزند محمد حسن

67. محمد سجاد بخارایی – فرزند احمد

68. محمد سعادتی – فرزند مرتضی

69. محمد شهوند – فرزند حسین

70. محمد عزیزی – فرزند رحمت ا…

71. محمد علی عاشوری – فرزند پرویز

72. محمد محمدزاده – فرزند مصطفی

73. محمد میرزاخانی – فرزند تیمور

74. محمد نیسی پور – فرزند جعفر

75. محمدعلی کرمی نوری – فرزند عبدا…

76. محمود پورباقر مهابادی – فرزند مصطفی

77. مرجان عبدالهی – فرزند محمد

78. مریم سررشته داری – فرزند ناصر

79. مریم عسگری – فرزند محمد

80. منصوره مظفری – فرزند علی اکبر

81. مهدی عباسی – فرزند مجید

82. میلاد قیاسی راد – فرزند منصور

83. ناصر امین علی – فرزند سلیم

84. نگار مقدمی – فرزند غلامحسین

85. نوید نصیرزاده – فرزند مصطفی

86. نیسم کلهری – فرزند علی

87. نیما آقا زاده – فرزند ناصر

88. نیما کوکلانی – فرزند اکبر

89. هادی مولایی – فرزند احمد

90. یاسر حسینی فرد – فرزند غلام علی

+ + + + + + + + +

یک ایرانی – آمریکایی دیگر بازداشت شد:
بر پایه گزارش ها، یحیی کیان تاجبخش، پژوهشگر ایرانی – آمریکایی، بار دیگر در ایران بازداشت شده است.

به گزارش بی. بی. سی خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یکی از بستگان کیان تاجبخش که خواسته نامش فاش نشود، گزارش داده است که وی روز پنج شنبه 9 ژوئیه برابر 18 تیر در تهران بازداشت شده است.

ماموران دولتی هنگام بازداشت کیان تاجبخش هیچ توضیح یا سند قانونی ارائه نکردند و او را به مکان نامعلومی برده اند.

مقام های دولت یا قوه قضائیه هنوز به خبر بازداشت کیان تاجبخش واکنشی نشان نداده اند. کیان تاجبخش در سال 2007 میلادی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و تلاش برای «براندازی نرم» بازداشت و محاکمه شده بود.

اكونوميست: دانشجويان شورشي زير زميني مي شوند

هفته نامه اكونوميست چاپ لندن در شماره 11 ژوئيه مطلبي را به پيش بيني روند تحولات سياسي ايران در پي نا آرامي هاي اخير اختصاص داده است.

اين گزارش با عنوان «دانشجويان شورشي ايران زير زميني مي شوند» چاپ شده و در آن آمده است كه اگرچه در ظاهر امر، وضعيت در ايران به شرايط عادي باز مي گردد، اما ممكن است اوضاع در زير زمين متفاوت باشد.

اين نشريه مي نويسد كه با وجود تجديد سركوب دانشجويان توسط نيروهاي امنيتي، آنان در جستجوي راه هاي هوشمندانه اي براي ادامه تلاش در راه دسترسي به دموكراسي هستند اما چنين اقدامي مستلزم مبارزه اي سخت است زيرا دولت تقريبا تمامي روزنامه نگاران خارجي، به استثناي معدود خبرنگاران آژانس هاي خبري، را از ايران اخراج كرده، وبسايت هايي مانند بي بي سي و فيس بوك را مسدود كرده و سيستم مبادله پيامك گاه در دسترس است و گاه نيست با اين هدف كه مجاري ارتباطي قطع شود.

اكونوميست مي افزايد كه دولت گاه به گاه تعطيل عمومي اعلام مي كند و به مردم مي گويند تا به دليل خطرات ناشي از آلودگي هوا، به خيابان ها نيايند، لباس شخصي هاي دولتي رهگذران، به خصوص جوانان را در چهار راه ها متوقف و آنان را تفتيش و برگه هويتشان را بازبيني مي كنند، ارتباط بين تهران و ساير شهرهاي اين كشور با اختلال مواجه است و گفته مي شود دهها تن از دانشجويان در شهر اصفهان بازداشت شده اند.

در ادامه اين مطلب آمده كه دولت، دانشگاه تهران را، كه محل آغاز انقلاب سال 1979 (1357) بود، بسته و ماه گذشته اين محل شاهد برخورد خونين پليس با دانشجويان بود و در حال حاضر هم، ماموران امنيتي با چهره هايي مانند سنگ در برابر در ورودي دانشگاه قراول مي دهند و به درهاي ديگر دانشگاه هم قفل زده اند و تنها به معدود معلمان و استادان مورد علاقه مقامات اجازه ورود و خروج داده مي شود.

اكونوميست مي نويسد كه امتحانات نهايي دانشگاه تهران تا پائيز به تعويق افتاده و ديوار نوشته هاي حمايت از مير حسين موسوي، نامزد معترض انتخابات، از ديوار ها پاك شده و جاي آن را يك نقاشي سفارشي دولت شامل تصوير مجسمه آزادي گرفته كه به سوي زنان و كودكان بي پناه سنگ پرتاب مي كند، و البته درهاي ساير مراكز علمي تهران، مانند دانشگاه امير كبير و شريف هم قفل شده است.

دانشجويان در مسير جنبش زير زميني

اكونوميست: چهلم ندا مي تواند بهانه از سرگيري تظاهرات باشد

اين هفته نامه مي افزايد كه بسياري از دانشجويان معتقدند كه همه چيز از دست رفته و به نقل از يك دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي مي نويسد «اول كار، عصباني بودم، بعد سرخورده شدم و حالا فقط احساس تهي بودن مي كنم» و يكي از فارغ التحصيلان تازه دانشگاه شريف هم گفته است كه او و همكلاسي هايش اميدشان را از دست داده اند.

به نوشته اكونوميست، بدتر از همه اينكه نوعي رعب رواني است كه فضا را پر كرده و از آنجا كه شمار قابل توجهي از دانشجويان به عنوان پاداش خدمت در بسيج به دانشگاه راه يافته اند، محيط دانشگاهي پر از خبرچين هاي رژيم است و به همين دليل، دانشجويان از گفتگو با خارجيان هراس دارند و بعضي حتي از نگاه كردن به آنان هم بيم دارند.

در ادامه اين گزارش آمده است كه دولت هم با تهديد به توسل به استفاده از تهاجم مرگبار در مقياس گسترده، بر اعصاب جوانان اثر گذاشته و مقامات هم اذعان كرده اند كه تا كنون ده تا بيست نفر را كشته اند و به گفته مبارزان حقوق بشر، در سراسر ايران، بيش از دو هزار نفر، از جمله صدها تن از افراد سرشناس نزديك به ميرحسين موسوي، محمد خاتمي و اكبر رفسنجاني، كه در برابر محمود احمدي نژاد و مرشد او، آيت الله علي خامنه اي، مقاومت مي كنند، به زندان انداخته اند.

اكونوميست مي نويسد كه در اين شرايط، حركت سياسي دانشجويان به تدريج زيرزميني مي شود و گروهي از معترضان كه در صدد هستند اين مشعل را همچنان فروزان نگاه دارند، يادآور مي شوند كه انقلابيون سال 1979 هم تا زمان سقوط شاه، كمابيش به مدت يك سال به مقابله با نيروهاي دولتي و درگيري هاي پراكنده ادامه دادند.

اين هفته نامه گزارش مي كند كه اين روزها، معترضان روي اسكناس ها شعارهاي ضد حكومتي مي نويسند و شبها، رنگ سبز بر سطح خيابان مي پاشند و از آنجا كه ماموران دولتي فروش اين رنگ را زير نظر دارند، معترضان با مخلوط كردن رنگ هاي آبي و زرد، رنگ سبز مي سازند.

اكونوميست مي نويسد كه اينگونه فعاليت ها تا كنون ضربه قابل توجهي وارد نساخته و به ظاهر، زندگي روزمره در تهران به حالت عادي باز مي گردد اما در زير اين سطح ظاهري، بازي موش و گربه جريان دارد، دولت همچنان نسبت به از سر گيري تظاهرات بيمناك است و فرا رسيدن چهلمين روز قتل ندا آقا سلطان، نماد مبارزات اخير، مي تواند بهانه خوبي براي چنين تظاهراتي باشد.

اين هفته نامه مي افزايد كه در تهران هنوز هم ايميل هايي حاوي دعوت به تظاهرات رد و بدل مي شود و اگرچه اعتراضات خياباني كاهش يافته، اما تمام نشده و جو ايران، براي دانشجويان و ساير شهروندان، جو «صبر و انتظار» است.

مُستَزاد مجلس چهارم

از آنجايي كه نمايندگان مجلس فعلي چيزي از حرمت مجلس شوراي ملي باقي نگذاشته و به تناول مردم ايران مشغول مي‌باشند، شعر زير را كه ميرزاده‌ي عشقي، روزنامه‌نگار دوران مشروطه در هجو مجلس آن زمان گفته است و جان خود را بر سر رك‌گويي‌‌اش نهاد، از صميم قلب به نمايندگان وقيح‌ِ ابليس تقديم مي‌نماييم.

براي گذاشتن روي وبلاگ از متن زير و فايل مايكروسافت آفيس ضميمه شده استفاده كنيد.

براي خواندن و فرستادن به دوستان از پي‌دي‌اف ضميمه استفاده كنيد.

لطفاً براي همه بفرستيد.

مُستَزاد[1] مجلس چهارم

اين مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود! / ديدي چه خبر بود؟
هر كار كه كردند ضرر روي ضرر بود/ديدي چه خبر بود
اين مجلس چهارم، خودمانيم، ثمر داشت؟/والله ضرر داشت
صد شكر كه عمرش چو زمانه به گذر بود/ديدي چه خبر بود
ديگ وكلا جوش زد و كف شد و سر رفت/باد همه در رفت
دِه مژده كه عمر وكلا عمرِ سفر بود/ديدي چه خبر بود
ديگر نكند هو، نزند جُفته «مدرِّس»/در سالن مجلس
بگذشت دگر مدتي ار محشر خر بود/ديدي چه خبر بود
ديگر نزند با قر و قنبيله مُعلَّق/«يعقوبِ»[2] جُعَلَّق[3]
«يعقوب»، خرِ باركشِ اين دو نفر بود/ديدي چه خبر بود
سرمايه‌ي بدبختي ايران دو قوام است/اين سكّه به نام است
يك ملتي از اين دو نفر خون‌به‌جگر بود /ديدي چه خبر بود
آن كس كه «قوام» است و به دولت همه‌كاره است/از بس كه بود پَست
در بي‌شرفي عبرت تاريخِ سِيَر[4] بود /ديدي چه خبر بود
بر سلطنت آن كس كه «قوام» است و بُخوبُر[5]/شد دوسيه[6]‌ها پر:
زين دزد كه دزديش، از اندازه به در بود/ديدي چه خبر بود
هر دفعه كه اين قَحبه، رئيس‌الوزرا شد/ديدي كه چه‌ها شد
اين دوره چه گويم كه مضارش چه قَدَر بود؟/ديدي چه خبر بود
آن واقعه‌ي مسجديان، كم ضرري داشت؟/يا كم خطري داشت؟
آن فتنه ز مشروطه، شكاننده كمر بود/ديدي چه خبر بود
آن روز كه در جامعه آن نهضتِ خر شد/ديدي چه خبر شد
از غيظ جهان در نظرم زير و زبر بود/ديدي چه خبر بود
در بيستمين قرن ز بس حربه‌ي تكفير/اي ملت اكبير!
افسوس نفهميد كه آن از چه مَمَر[7] بود/ديدي چه خبر بود
تكفير «سليمان»[8] نمازي دعايي/ملت به كجايي؟
اين مسئله كي منطقيِ اهل نظر بود/ديدي چه خبر بود
از من به «قوام» اين بگو: الحق كه نه مردي/زين كار كه كردي
ريدي به سر هرچه كه عمامه‌به‌سر بود/ديدي چه خبر بود
من دشمن دين نيستم، اين‌گونه نبينم/من حامي دينم
دستور ز لندن بُد و با دست بَقَر[9] بود/ديدي چه خبر بود
با «آشتياني»[10] ز چه اين مرد كم از زن/شد دست به گردن
اي كاش كه بر گردن اين هر دو تبر بود/ديدي چه خبر بود؟
آن كس كه زند اين تبر او «سيد ضيا» بود/او دست خدا بود
بر مردم ايران به خدا نور بصر بود/ديدي چه خبر بود؟
كافي نبود هرچه «ضيا» را بستاييم/از عهده نياييم
من چيز دگر گويم و او چيز دگر بود/ديدي چه خبر بود
ديدي كه «مدرِّس» وكلا را همه خر كرد/درب همه تر كرد
در مجلس چارم خر نر با خر نر بود/ديدي چه خبر بود
زد صدْمه «مدرِّس» بسي از كينه به ملت/با «نُصرتِ دولت»[11]
آن پوزه كه عكس‌العملِ قرصِ قمر بود/ديدي چه خبر بود
«شهزاده‌ي فيروز» همان قحبه‌ي خائن/با آن پُز چون جن
هم صيغه‌ي كِرزِن[12] بُد و هم فكر دَدَر بود/ديدي چه خبر بود
خواهرزنِ كرزن كه «محمّد ‌ولي‌ميرزا»ست/مطلب همه اينجاست
چون موش، مدام از پيِ دزديدن زر بود/ديدي چه خبر بود
«سيّد تقي»[13] آن كلفتِ «ممّد ولي‌ميرزا»/مجلس چو شد اِفناء[14]
اين جنده زن افسرده‌تر از خُفته ذَكَر[15] بود/ديدي چه خبر بود
هرچند كه «يعقوب» بنام است به پستي/در دزدپرستي
اين مردكه زان مردكه هم مردكه‌تر بود/ديدي چه خبر بود
آن شيخك كرمانيِ زرمَسلكِ ريقو/كم‌مَدرَك و پررو
هر روز سر سفره‌ي اشراف دَمَر بود/ديدي چه خبر بود
شد مصرفِ پرچانگيِ شيخ محلات/مجلس همه اوقات
خيلي دگر اين شيخِ پدرسوخته لَچَر[16] بود/ديدي چه خبر بود
سرچشمه‌ي پستيّ و خداوند تلوُّن/آقاي «تديُّن»
اين زنجَلَب[17] از «داور»ِ زن‌قحبه بتر بود/ديدي چه خبر بود
آقاي «لسان» عرعر و تيز و لگدي داشت/خوب اين‌چه بدي داشت؟
چون چاره‌اش آسان دو سه من يونجه‌ي تر بود/ديدي چه خبر بود
مي‌خواست «مَلِك» خود برساند به وزارت/با زور سفارت
افسوس كه عمامه برايش سرِ خر بود/ديدي چه خبر بود
آن شيخك خولي‌پُز[18] و بدريخت امين نيست/اين است و جز اين نيست
آن كس كه رخش همچو سُرين[19] بزِ گر بود/ديدي چه خبر بود
تسبيح به كف، جامه‌ي تقواي به تن شد/خواهان وطن شد
گويم ز چه عمامه به سر؟ در پي شر بود/ديدي چه خبر بود
عمامه به سر هر كه كه بنْهاد، دو كون است/يك‌‌كونْش كه كون است
آن گنبدِ مَنديلِ[20] سرش، كون دگر بود/ديدي چه خبر بود
آن مردكه‌ي خر، كه وكيل همدان است/ديدي كه چه‌سان است
يكپارچه كونْ از بُنِ پا تا پس سر بود/ديدي چه خبر بود
آن «معتمدالسلطنه‌«[21]ي خائنِ مأبون[22]/در پشت تريبون
يكروز كه در جايگه خويش پكر بود/ديدي چه خبر بود
مي‌گفت كه بر كرسي مجلس چو نشينم/از دستِ نشين‌ام
راحت نِيَم اي كاش كه اين كرسي ذَكَر بود/ديدي چه خبر بود
اغلب وكلا اين سخن از وي چو شنفتند/احسنت بگفتند
ديدند در اين نطق بسي حُسنِ اثر بود/ديدي چه خبر بود
افسار وكيل همدان را چو ببستند/ياران بنشستند
گفتند كه اين ماچه‌خر آبستن زر بود/ديدي چه خبر بود
اين مجلس چارم چه بگويم كه چه‌ها داشت/«سلطان‌علما» داشت
پس من خرم اين مردكه گر نوع بشر بود/ديدي چه خبر بود
از بس كه شد آبستن و زاييد فراوان/قاطر شده ارزان
گويي كمر «آشتياني» ز فنر بود/ديدي چه خبر بود
«مستوفي»[23] از آن نطق كه چون توپ صدا كرد/مشت همه وا كرد
فهماند كه در مجلس چارم چه خبر بود/ديدي چه خبر بود
من نيز يكي حرف بگفتم وكلا را/در مجلس شورا
هرچند كه از حرف در ايران چه ثمر بود؟/ديدي چه خبر بود
نُه سال گذشته كه گذشتم ز مداين/گشتم ز مداين
آزرده بدان‌سان كه پدر مرده‌پسر بود/ديدي چه خبر بود
ويرانه يكي قصر شد‌ از دور نمايان/در قافله ياران
گفتند كه اين راه پر از خُوف و خطر بود/ديدي چه خبر بود
جايي است خطرناك و پر از سارق و جاني/آن‌گونه كه داني
عريان شود آن كس كه از آن راهگذر بود/ديدي چه خبر بود
كسراي عدالتگر اگر زنده بُد اين عصر/اين‌سان نبُد اين قصر
گفتم كه به اعصار گذشته، چه مگر بود؟/ديدي چه خبر بود
گفتند كه بودست عدالتگه ساسان/آن روز كه ايران
سرتا‌به‌سرش مملكتِ علم و هنر بود/ديدي چه خبر بود
من در غم اين، كز چه عدالتگه كشور/شد دزدگه آخر؟
زين نكته غم اندر دل من بي‌حد و مَر[24] بود/ديدي چه خبر بود
اين منزل دزدان شدنِ بارگه داد/بيرون نشد از ياد
همواره همين مسئله در مدِّ نظر بود/ديدي چه خبر بود
تا اين كه در اين دوره بديدم وكلا را/در مجلس شورا
ديدم دگر اين باره، از آن باره بتر بود/ديدي چه خبر بود
ويران‌شده شد دزدگه آن بُنگه كسرا/وين مجلس شورا
ويران‌نشده دزدگه و مركز شر بود/ديدي چه خبر بود
اين مجلس شورا نبُد و بود كلوپي/يك مجمعِ خوبي
از هر كه شب از گردنه بردار‌و‌بِبَر بود/ديدي چه خبر بود
هرگز يكي از اين وكلا زنده نبودي/پاينده نبودي
اين جامعه‌ي زنده‌نما زنده اگر بود/ديدي چه خبر بود
وانگه شدي از بيخ و بن اين عدلِ مظفر/با خاك برابر
حتا نه به تاريخ از آن نقش صُوَر بود/ديدي چه خبر بود
تنها نه همين كاخ سزاوار خرابي است/اين حرف حسابي است
اي كاش كه سرتاسرِ ري زير و زبر بود/ديدي چه خبر بود
اي ري! تو چه خاكي كه چه ناپاك‌نهادي/تو شهر فسادي
از شر تو يك مملكتي پر ز شرر بود/ديدي چه خبر بود
شمر از پي تو جد مرا كشت چنان زار/لعنت به تو صد بار
صد لعن به او نيز كه رنجش به هدر بود/ديدي چه خبر بود
اي كاش كه يك روز ببينيم درين شهر/از خون همه نهر
در هر گذري لخته‌ي خون تا به كمر بود/ديدي چه خبر بود
از كوه «وِزُوْ» آن‌چه كه شد خطه‌ي پُمپِي/آن بِهْ كه شود ري
اي كاش كه در كوه دماوند اثر بود/ديدي چه خبر بود
اين طبع تو «عشقي» به خداييِّ خداوند/از كوه دماوند
محكم‌تر و مُعْظَم‌تر و آتشكده‌تر بود/ديدي چه خبر بود

ميرزاده‌ي عشقي (۱۲۷۲-۱۳۰۳)

برگفته از كتاب: «كليات مصوّر عشقي»، تأليف علي اكبر مشير سليمي، تهران:‌ انتشارات اميركبير، چاپ هفتم، ۱۳۵۷، بخش هزليات، صص ۴۴۱-۶.

(متن كامل است؛ هيچ بيت يا كلمه‌اي حذف نشده اما شيوه‌ي نگارش قدري امروزي شده است.)

[1] . شعري كه در آن هر مصراع آن چند كلمه‌ي زياده از وزن بياورند.

[2] . سيد يعقوب انوار نماينده‌ي فارس تا پايان دوره‌ي سيزدهم.

[3] . آدم بي‌سر و پا و فرومايه.

[4] . جمع سيرت.

[5] . حقه‌باز، رند.

[6] . Dossier پرونده. (فرانسه)

[7] . محل عبور، جاي گذشتن.

[8] . سليمان ميرزا نماينده‌ي معروف كه چند دوره تا دوره‌ي ششم وكيل مجلس بود و بعد وزير فرهنگ شد، در سال ۱۳۲۳ خورشيدي درگذشت.

[9] . گاو نر يا ماده.

[10] . ميرزا هاشم آشتياني نماينده‌ي مجلس.

[11] . نصرت‌الدوله فيروز ميرزاي فيروز پسر عبدالحسين ميرزاي فرمانفرماست كه وزير خارجه‌ي كابينه‌ي وثوق‌الدوله و همدست او در عقد قرارداد ۱۹۱۹ بود.

[12] . (1859 –1925) George Nathaniel Curzon وزير امورخارجه‌ي انگليسي طراح قرارداد ۱۹۱۹.

[13] . نماينده‌ي مجلس.

[14] . نيست كردن، نابود كردن.

[15] . آلت مردانه.

[16] . فرومايه و كثيف.

[17] . آن‌كه زنش فاسد و نابكار است.

[18] . آن‌كه پزش (=قيافه‌اش) مانند خولي در تعزيه‌هاست.

[19] . ران،‌كفل.

[20] . دستمال،‌ دستار.

[21] . وكيل دوره‌ي چهارم و برادر قوام‌السلطنه.

[22] . ابنه‌اي، مفعول.

[23] . ميرزا حسن خان مستوفي‌الممالك چندين بار نخست‌وزير بود و در نخست‌وزيري دوره‌ي چهارم، در مقابل استيضاحي كه اقليت مجلس تحت قيادت مرحوم مدرس از كابينه‌ي او كرد، نطق مشهور خود را به اين جمله ختم كرد: «كابينه‌ي من نه آجيل‌بگير است نه آجيل‌بده و سوءهاضمه‌يمن هم اجازه‌ي بره‌كشي به من نمي‌دهد.»

[24] . حساب، شمار، شماره.

فقیه خوشگلِ

متن زیر شعری است که محسن نامجو در برنامه‌ای در برلین در تاریخ سوم ژوئیه، اجرا کرده، متن از فیلم این برنامه نوشته شده، ممکن است اشکالاتی در آن باشد.

فقیه خوشگلِ

امان از دست‌ات ای مقام معظم برتری

مقام از دست‌ات ای امان معظم که مقام از تو بر آید از دست‌ات

فغان از تو بر می‌آید ای مقام که امان تو می‌دهی

نمی‌دانم مربوط به کدام موسیقی مقامی هستی؟ چه کس تو را ساخته؟ کیا نواخته‌اند؟

خود من مربوط به کدام موسیقی‌ام که مقامی نیست آن، که مقامی نیست مرا در کوی قائم مقامان جهان

ای برهم رساننده‌ی دو خط حتی موازی که هیچ کس را چون تو خداوند نکرد است نزدیکی، نزدیکی!

گویند حکایت بدین جا رسید که فرزندانش سوراخ سنبه‌های تمام راز آلودگی‌اش را عیان کرده‌اند امان از دست‌شان

گویند بریده است و از همه بریده، صد و بیست و چهار هزار زن خویش را طلاق داد که عشق پیری‌اش تو بودی و آن پیرِ،آن جیر تماران

امان از دست‌ات گویند فرزندان‌اش همه تباه شده‌اند و خلاف می‌کنند و تو را برگزیده است برای روزهای پیری‌اش

برای روزهای پیری‌ات تا در آغوش هم به حال دشمن گریه کنید

چه رازآمیزترینی است نزدیکی‌های او با تو و عشق انسانی تو به توهم یک همسر، چه رازآمیز!

تو کدبانوترین زن خداوندی آن چنان که برایت محمد را نیز حتی طلاق داد

و آن فرزندان که از شکم تو زاده‌اند همه ماده‌اند مادگانی چون من، سهم ارث ما نیم است و باید چون تو خانه دار شویم

به امید آنکه خداوند شبی از شب‌ها به بالین تک تک‌مان بغلتد

خود من از آن دخترانم، از آن مادگان بی مقام که بی مربوط هستم به هر نوع رسومی چون تو ای مادرم سرورم مقام معظم سروری

نمی‌دانم کدام ژن در من نفوذ کرد که شوهرت یا توهم‌اش هیچ‌گاه به بسترم نیامد

من عاشق فرزندان خلافکار تباه شده بودم از همان زمان خودم نیز

آخر شوهرت مرا باکره گذاشت، دیدی؟

که چیزی از این غمین‌تر نیست چیزی غمین‌تر از بی‌پناهی پیوند معصومانه‌ی تو و شوهر پیرت

و چیزی غمین‌تر از خوشبختی ما و آنان که نام‌شان را دشمن،‌تر از حتی نام من به یاد داری

و لذتی شهوانی است در تلفظ‌ات از آن عیان

دشمن حتی نیم نگاهی هم به من و تو نمی‌اندازد

و چیزی غمین‌تر از این هم حتی و چیزی غمین‌تر از آهنگ بی‌شکل تو ای مقام! ای معظم! ای رهبری

نوشته شده در ارشیو. ۱ دیدگاه »
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.